السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
531
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
گفتند : راضى شديم . پس عصاهاى خود را آوردند . داوود به آنان گفت : هر كدام از شما نامش را روى عصايش بنويسد . نوشتند ، سپس سليمان عصاى خود را آورد و نامش را روى آن نوشت و به ميان عصاها گذاشته شد و در بر آنها بسته شد و رؤساى أسباط بنىاسرائيل بر آن نگهبانى دادند . صبح كه شد نماز صبح را با آنان خواند ، سپس پيش آمد و در را باز كرد و عصاهايشان را بيرون آورد پس همانگونه كه بودند ، بودند و فقط چوبدستى سليمان برگ و ميوه داده بود . گفت : پس آن را به داوود عليه السلام تسليم كردند . داوود كه آن را ديد ، خداوند را سپاس گفت و سليمان را جانشين خود قرار داد و در بنىاسرائيل حركت كرد و گفت : اين جانشين من بر شما بعد از من است . » 3 - حديث : هر كس كارگزارى را به كار گيرد . . . ( من استعمل عاملًا . . . ) از دليلهاى تعيّن خلافت و امامت در شخص اعلم ، آنى است كه در « كنزالعمال » از فرمايش حضرتش عليه السلام آمده است : « كسى كه از مسلمانان كارگزارى را به كار گيرد در حالى كه مىداند در ميان آنان شخصى سزاوارتر از او و داناتر به كتاب خداوند و سنّت پيامبرش هست . به خداوند و پيامبرش و تمامى مسلمانان خيانت كرده است م د . از ابنعبّاس . » « 1 » چون اگر به كارگيرى كارگزارى در كارى كوچك چنين خيانتى به خداوند و پيامرش و تمامى مسلمانان در پى داشته باشد ، پس گمان تو به ولايت عامه و امامت كبرى و خلافت عظما از رسولخدا چگونه خواهد بود ؟ ! 4 - دليل از اشعار روايت شده از دليلهاى بر اقتضاى اعلميت براى امامت ، اشعارى است كه از يكى از صحابه روايت شده كه بعد از سقيفه در مدح على عليه السلام سروده است و بيان داشته كه
--> ( 1 ) . كنزالعمال 6 / 40 .