السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

532

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

او صاحب خلافت بعد از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم بدون ابوبكربن ابوقحافه است و اشعار اين است : « ما كنت أحسب أنّ الأمر منحرف * عن هاشمٍ ثمّ منها عن ابى حسن أليس أول من صلّى لقبلتكم * و أعلم النّاس بالآثار و السّنن و أقرب النّاس عهداً بالنّبى و مَنْ * جبريل عونٌ له في الغسل و الكفن من فيه ما في جميع النّاس كلّهم * و ليس في النّاس ما فيه من الحسن ما ذا الّذي ردّكم عنه فنعرفه * ها إنَّ بيعتكم من أوّل الفتن » - گمان نمىكردم كه امر از هاشم سپس از ابوالحسن منحرف شود . مگر او نخستين كسى نبود كه بر قبله‌ى شما نماز خواند و داناترين مردم به آثار و سنّت‌ها نيست ؟ مگر او نزديك‌ترين مردم از نظر سابقه به پيامبر و كسى كه جبرئيل در غسل و كفن‌كردن ( پيامبر ) دستيارش بود ، نبود ؟ كسى كه در او هست هر چه در تمام مردم هست . و در مردم نيست از نيكويىهايى كه در او هست . چه چيز شما را از او برگرداند كه آن را بشناسيم . اينك بيعت شما از آغازين فتنه‌هاست . اين ابيات را خوارزمى آورده و به « عبّاس‌بن‌عبدالمطّلب » نسبت داده است . « 1 » و ايوبى هم آن را در « المختصر في أخبار البشر » جز بيت آخر و اختلاف اندكى در بعضى كلمات ، آورده است و آن‌ها را به « عتبةبن‌ابولهب » نسبت داده است . « 2 » و در « الموفقيات » آن‌ها را به « يكى از فرزندان ابولهب‌بن عبدالمطّلب » منتسب كرده است و اين متن گفته‌ى او است : « محمّدبن‌اسحاق روايت كرد : وقتى با ابوبكر بيعت شد ( قبيله‌ى ) تيم‌بن‌مره به آن افتخار كردند ، گفت : عموم مهاجرين و بسيارى از انصار ترديد نداشتند كه صاحب خلافت بعد از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم على است . پس فضل‌بن‌عبّاس گفت : اى گروه قريش و به ويژه اى بنىتيم شما خلافت را به سبب نبوت گرفتيد و ما اهل آن هستيم نه شما و اگر اين كار را خواستار شويم كه ما سزاوارش هستيم ، ناخشنودى مردم از ما بيشتر از غير ما خواهد بود از جهت حسادت و كينه‌ى نسبت به ما ، و ما

--> ( 1 ) . مناقب خوارزمى / 8 . ( 2 ) . المختصر في اخبار البشر 1 / 156 .