السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
530
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
سليمان عليه السلام گفت : امّا نزديكترين چيزها آخرت است و امّا دورترين چيزها آنچه از دنيا از دست دادى . و امّا مأنوسترين چيزها جسدى است كه در آن روح است و وحشتناكترين چيزها جسدى است كه روح در آن نيست و امّا بهترين چيزها ايمان بعد از كفر است و امّا زشتترين چيزها كفر بعد از ايمان است و امّا كمترين اشياء يقين است و امّا بيشترين چيزها شك است و امّا دو ايستادهها آسمان و زمين است و امّا دو دونده خورشيد و ماه مىباشند و امّا دو مشترك شب و روز هستند و امّا دو خشمگين از يكديگر ، مرگ و زندگى هستند و امّا كارى كه اگر مرد انجام داد پايانش را ستايش مىكند ، شكيبايى هنگام خشم است و امّا كارى كه اگر مرد مرتكب شد ، پايانش را نكوهش مىكند تندى هنگام خشم مىباشد . داوود گفت : مُهر را باز كنيد . پاسخها همانگونه بود كه از آسمان فرو فرستاده شده بود . كشيشها گفتند : ما رضايت نمىدهيم مگر سؤالى از او بپرسيم ؛ اگر آن را جواب داد ، او جانشين پس از تو مىباشد . سليمان عليه السلام گفت : از من بپرسيد و توفيق من جز به خداوند نيست . به او گفتند : آن چه چيز است كه اگر صالح و درست شد همه چيز انسان درست شود و اگر فاسد شد ، همه چيز در انسان فاسد شود ؟ گفت : آن قلب است . آنگاه داوود به پا خاست و از منبر بالا رفت و خداوند متعال را ستايش كرد و ثناى گفت و سپس گفت : خداوند متعال فرمانم مىدهد كه سليمان را جانشين خود قرار دهم . گفت : بنىاسرائيل فرياد برآوردند و گفتند : كودكى نوجوان بر ما جانشين شود ! در حالى كه در ميان ما با فضيلتتر و داناتر هست ! اين خبر به داوود عليه السلام رسيد ، پس أسباط رؤساى بنىاسرائيل را دعوت كرد به آنان گفت : سخنتان به من رسيد ، عصاهاى خود را به من نشان دهيد ، هر عصايى كه ميوه داد ، صاحبش ولىّ اين امر بعد از من است .