السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

512

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

نمىتوانيد آن‌ها را به شماره درآوريد . گفت : پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستشان را بر شانه‌ام زده فرمود : « يا على ملئت علماً و حكمةً » و از اين‌رو پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا مدينةُ الْعِلمُ وَ عليٌّ بابُها » و در بعضى روايت‌ها : « أنا دارالحكمة و عليٌّ بابُها » 2 - دلالت آن بر عصمت حديث مدينة العلم دلالت بر عصمت آقايمان اميرالمؤمنين عليه السلام مىكند و بدين‌ترتيب شكى در خلافت بلافصل ايشان بعد از رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيست . . . و امّا از دلالت آن بر عصمت ، پژوهشگران اهل سنّت پرده برداشتند . اسماعيل‌بن سليمان كُردى در « جلاء النظر في دفع شبهات ابن‌حجر » بعد از سخنى از او گويد : مبادا به ظواهر آثار و احوال ، از در آمدن و پوشيدن لباس‌هاى نمايانگر تهيدستى مانند پوشيدن لباس‌هاى تكّه‌دوزى شده و عصا در دست گرفتن و غير آن فريب خورى ؛ چون سودى ندارد براى كسى كه به آن‌ها موصوف شود و چيزى از معرفت خداوند در بر ندارد ؛ بلكه گاهى ممكن است متّصف به آن‌ها با خودبينى بر اساتيد انتقاد كند ؛ از آن‌جا كه حقيقت امر را تنها نزد خويش مىبيند و بس و بسيارى از مردمان با اين ديدگاه در وادىهاى حيرت به هلاكت رسيدند ؛ چون جهل مركب آنان را مغرور نموده ، نمىدانند و خود نمىدانند كه نمىدانند ، مانند ابن‌تيميّه و ابن المقرى و سعد تفتازانى و ابن‌حجر عسقلانى و غير آنان ، پس اعتراض آنان بر معاصرينشان و به مردگان پيشين ، دلالت دارد كه راه حق را منحصر به خود ، نه ديگرى مىدانند . و ابن‌تيميّه چيزهايى افزوده است از جمله : آن‌چه فقيه ابن‌حجر هيتمى در فتواهاى نوينش آورده است كه از بعضى بزرگواران دورانش شنيده است كه مىگويد - در حالى كه بر منبر مسجد جبل در صالحيه بود - : سيّد ما عمر داراى اشتباهاتى است و چه اشتباهاتى و آقايمان على در بيشتر از سيصد مورد خطا كرد ! ! اى كاش مىدانستم از كجا براى تو صواب حاصل مىشود اگر به گمان تو عمر و على خطا كرده باشند ؟ مگر نشنيده‌اى سخنى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را در حقّ آقايمان على : من شهر