السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
501
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
حافظ عبدالملك بنسليمان نقل مىكند و گويد : به عطا گفته شد : آيا از اصحاب كسى فقيهتر از على بود ؟ گفت : نه به خداوند سوگند . و حرالى گفت : پيشينيان و پسينيان دانستهاند كه فهم كتاب خداوند منحصر به دانش على است . و هر كس كه آن را نداند گمراه شده است از آن در كه خداوند از وراى آن حجاب از دلها برمىدارد تا متحقّق شود آن يقينى كه با برداشتهشدن پوشش تغييرى نيابد . تا اينجا سخن او بود . » « 1 » و در آن آمده است : « أنا دارالحكمة - و در روايتى : أنا مدينةالعلم و على بابها - يعنى علىّبن ابىطالب همان درى است كه از آن وارد حكمت مىشوند و تو را بسنده است اين مرتبه كه چقدر والاست و اين منقبت كه چه اندازه عالى و بلندمرتبه است و هر كس كه گمان برد كه مراد از قولش : و على بابها - ارتفاع است كه از ريشه علوّ است براى هدف فاسدش حيله و نيرنگ به كار برده كه برايش سود و فربهى و بىنيازى نمىآورد . ابونعيم از « ترجمان القرآن » مرفوعاً نقل مىكند : خداوند عزّوجلّ هيچ « يا ايّهاالدّين آمنوا » فرو نفرستاد جز اينكه على در رأس و امير آن بود . و ابنمسعود نقل مىكند و گويد : خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بودم ، دربارهى على از او پرسيده شد ، پس فرمود : حكمت به ده بخش تقسيم شد ، پس نُه بخش به على داده شد و يك جزء به مردم . و نيز از او ( آورده است كه فرمود ) : « قرآن بر هفت حرف فرو فرستاده شد و حرفى از آن نيست مگر اين كه ظاهر و باطنى دارد و امّا دانش ظاهر و باطن آن نزد على است . » و نيز نقل مىكند ( كه فرمود ) : « على سرور مسلمانان و پيشواى پرهيزكاران است . » نيز آورده است ( كه فرمود ) : « من سرور فرزندان آدم هستم و على سرور عرب
--> ( 1 ) . فيض القدير 1 / 46 - 47 .