السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

463

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و نيز در آن آمده است : « و بدان كه عادت حافظان مانند حاكم ، ابن‌حبّان ، عقيلى و ديگران بر اين است كه از جهت سند مخصوصى بر باطل بودن حديثى حكم مىدهند ؛ چون راوى آن ، آن سند را براى آن متن ساخته و پرداخته است ؛ ولى آن متن از وجه ديگرى شناخته شده است و اين مطلب را در شرح حال آن راوى مىآورند و آن را مورد جرح قرار مىدهند . امّا ابن‌جوزى فريب مىخورد و به طور مطلق آن متن را ساختگى مىشمارد و آن را در كتاب « الموضوعات » نقل مىكند . و اين شايسته نيست و مردم به اين كار او ايراد گرفته‌اند ، كه آخرينشان حافظ ابن‌حجر است . . . » و در تحقيق نسبت به حديث « من قرأ آية الكرسى دبر كلّ صلاة » گويد : « حافظ ابن‌حجر وقتى احاديث كتاب « المشكاة » را مستند ساخته است ، گويد : ابن‌جوزى غفلت ورزيده و اين حديث را در « موضوعات » آورده است و اين زشت‌ترين اتّفاقى است كه برايش رُخ داده است . و حافظ شرف‌الدّين دمياطى در نوشته‌اى كه در تقويت اين حديث جمع كرده گويد : محمّدبن‌حمير قضاعى شبلنجى حمصى با كنيه « ابوعبدالحميد » كه بخارى در صحيحش به او احتجاج كرده و نيز محمّدبن‌زيد ألهانى أبوسفيان حمصى كه بُخارى به او هم احتجاج كرده و علىّبن‌ابىطالب و عبداللَّه‌بن عمروبن عاص ، و مغيرةبن‌شعبة ، و جابر و أنس كه همگى حديث را از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده‌اند از ابوامامه پيروى نموده‌اند و روايت حديث از على از دو طريق پيشين و حديث ابن‌عمرو و مغيرة و جابر و أنس از نقل‌هاى ديگرى كه به زودى مىافزايم ، وارد شده است . سپس گفت : اگر برخى از اين حديث‌ها به ديگرى ضميمه شود ، قوى مىگردد . و ذهبى در تاريخش گويد :