السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
369
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
13 - نورالدّين سمهودى . 14 - ابنحجر هيتمى مكّى . 15 - على متّقى هندى . 16 - شاه ولىّاللَّه دهلوى . 17 - شيخ سليمان قندوزى . 18 - احمد زينى دحلان . و اگر بخواهيم تمام روايتهاى اين افراد را بياوريم از مقصود خود خارج شدهايم ، لذا به ذكر مهمترين آنها بسنده كرده ، گوييم : حاكم گفت : « مرا خبر داد احمدبن جعفربن حمدانِ زاهد در بغداد ، از عبّاسبنابراهيم قراطيسى ، از محمّدبن اسماعيل احمسى ، از مفضلبن صالح از ابواسحاق ، از حنش كنانى كه گفت : شنيدم ابوذر مىگفت : - در حالى كه درِ كعبه را به دست گرفته بود : هر كسى مرا مىشناسد ، من همانم كه شناخته است ، و هر كس مرا نمىشناسد ، بداند كه من ابوذرم . شنيدم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : « مثال اهل بيت من در ميان شما مثال كشتى نوح در ميان قومش مىباشد ، هر كس سوارش شد نجات يافت و هر كس از آن عقب افتاد ، غرق شد و آنان مانند حطّه براى بنىاسرائيل مىباشند . » « 1 » ابونعيم اصفهانى اين حديث را در كتابش « منقبة المطّهرين » از ابوسعيد خدرى و ابوذر روايت كرده است . و سيّد على همدانى اين حديث را از ديلمى نويسندهى « الفردوس » در كتابش « السّبعين في مناقب اميرالمؤمنين » « 2 » و همچنين در كتابش « روضة الفردوس » روايت كرده است . سخاوى پس از روايت حديث از حاكم گويد : « ابويعلى هم حديث رااز حديث ابوطفيل ، از ابوذر با اين لفظ نقل كرده است : « مثال خانوادهى من در ميان شما مثال كشتى نوح است ، هر كس بر آن سوار شد نجات يافت و هر كس از آن باز
--> ( 1 ) . المستدرك على الصحيحين 3 / 150 . ( 2 ) . به ينابيع المودّة / 240 بنگريد .