السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
359
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
كه او پرچمدار و پيشتاز اميران آن است . پس بگو در صفتهاى او هر آنچه كه زبان گويا شد كه هيچ انسانى تو را سرزنش نمىكند . در اين مطلب اشاره به منحصرنبودن فضائل او است ؛ همانگونه كه پيشتر اشاره كرديم و چگونه برايمان محدود و محصور مىشود ، در حالى كه پيشواى محدّثان احمدبنحنبل گفته است : براى هيچكس فضيلتهاى صحيح ثابت نشد آنگونه كه براى وصىّ عليه السلام ثابت شد . و دانسته شد كه كتابهاى اهل سنّت به شرق و غرب و چون بادها به همهجا رفته است ، و محدود و محصوركردنش ممكن نيست و اكنون بايد به آنچه كه پيش از اين نياوردهايم اشاره كنيم . پس از آن جمله است : اين كه نسبت او به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به منزلهى سر از بدن است . آنگونه كه خطيب از حديث براء و ديلمى در مسند الفردوس از حديث ابنعبّاس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل كرده است كه فرمود : « على نسبت به من به منزلهى سرم نسبت به بدنم مىباشد . » و از آن است : « او درِ ريزش گناهان است . » آنگونه كه دارقطنى در الأفراد از ابنعبّاس نقل كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « على باب حطّة است ، هر كس از آن وارد شود مؤمن و هر كس كه از آن بيرون رود ، كافر است . » ( 16 ) « علىّبنابىطالب باب الدّين . » از راويان آن هستند : 1 - ابوشجاع شيرويهى ديلمى . 2 - سيّدعلى همدانى . 3 - سليمان قندوزى بلخى . قندوزى در كتاب « ينابيع المودّة » به نقل از كتاب « السبعين » نوشتهى سيّد على همدانى چنين روايت كرده است : « حديث چهلم از او يعنى از ابنعبّاس - نقل شده كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « علىّبنابىطالب باب دين است . هر كس وارد آن شود ، مؤمن است و كسى كه از آن بيرون رود ، كافر است . نويسندهى