السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

286

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

شرح حالش كتاب‌ها و مفاخر او را از اهل سنّت در جلد « حديث ولايت » آورديم و صاحب « نزهة الخواطر 7 / 403 » او را چنين توصيف كرده است : « شيخ فاضل بزرگ . . . يكى از فقهاى حنفىها . . . » سپس كتاب او را ذكر نموده و درگذشت او را به سال 1225 ثبت كرده است . 137 - روايت ثناءاللَّه پانى پتى ثناءاللَّه پانى پتى در كتاب « السيوف المسلول » گويد : « پنجم ، حديث جابر از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » بزّار و طبرانى از جابر آن را روايت كرده‌اند و شواهدى از حديث ابن‌عمر و ابن‌عبّاس و على و برادرش دارد . حاكم آن را صحيح دانسته و ابن‌جوزى آن را در زمره‌ى موضوعات آورده است . و يحيىبن‌معين گويد : اصلى ندارد و بخارى و ترمذى گفته‌اند : منكر است و وجه صحيحى برايش نيست و نووى و جزرى گفته‌اند : ساختگى است . و حافظ ابن‌حجر گويد : حقيقت خلاف گفته‌ى هر دو گروه است يعنى كسى كه گفته صحيح و كسى كه گفته ساختگى است و اين حديث حسن مىباشد نه صحيح و نه ساختگى . گويم : آن‌چه ابن‌حجر آورده با در نظرگرفتن سند حديث ، درست و حقيقت است امّا با توجّه به شواهد بسيارش به صحّت آن حكم مىشود . و پاسخ اين‌كه : در اين حديث دلالتى بر امامت وجود ندارد . » شرح حالش صديق حسن‌خان قنوجى در كتاب « إتحاف النبلاء المتّقين بإحياء مآثر الفقهاء و المحدّثين » گويد : « قاضى ثناءاللَّه پانى پتى از نوادگان شيخ جلال‌الدّين چشتى بزرگِ اوليا مىباشد كه نسبش به عثمان مىرسد . در علوم عقلى و نقلى متبحّر بود و در فقه و اصول به درجه‌ى اجتهاد رسيد ، كتاب گسترده‌اى در فقه دارد كه در آن دليل گفته‌ها و فتواهاى مجتهدين چهارگانه را در هر مسأله‌اى آورده و گزينش خود را با