السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
273
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
در يك سرى از رأىهاى نيكوى ما مرا مورد خطاب قرار داد و در مورد تنهابودن من در مخالفت با بعضى مطالب جمهور گفت : « و من الرّديف فقد ركبت غضنفرا ؟ » « 1 » و سپاس خداوند متعال را بر اين مطلب ، سپاسى بسيار ، پاكيزه و مبارك ، آنگونه كه پروردگارمان دوست مىدارد و مىپسندد . » مولوى صديق خان حسن قنوجى هم در كتاب « إتحاف النبلاء المتّقين بإحياء مآثر الفقهاء و المحدّثين » از او ياد كرده و او را به « شيخ فاضل محقّق » توصيف نموده ، او و آن كتابش را ستوده و به قصيدهاى اشاره كرده است كه يكى از معاصران سندى ، قاضى بشاورى ، در وصف كتاب « دراسات اللبيب » سروده است و آن را نيكو دانسته است و آن قصيده در پايان كتاب مذكور چاپ شده است . 130 - اثبات محمّد سالم حفنى شيخ محمّدبنسالم حفنى شافعى اين حديث را در كتاب « حاشية الجامع الصغير » چنين اثبات كرده است : « فرمايش او : « پس بايد نزد آن در بيايد » ، يعنى : به سوى على . وارد شده است كه دانش ده جزء است ؛ نُه جزء آن به على و يك جزء به مردم عطا شده است و لذا از معاويه سؤال شد و او به سؤال كننده گفت : از على بپرس كه او از من داناتر است . » شرح حالش 1 - محمّدبنمحمّد امير ازهرى در « أسانيد » خود پس از يادكردن برادرش جمالالدّين حفنى گويد : « از آنان است برادرش ؛ همرديف گروه علماى پژوهشگر و باقىماندهى بزرگان هدايتگر عارف ، زيبايى دنيا و زينت آيين و دين ، پيونددهندهى سالكان ، خلاصهى واصلان ، استاد اعظم ، شيخ الشّيوخ ، ابوعبداللَّه بدرالدّين ، آقاى من ، محمّد حفنى ، در مجلس درس « جامع الصغير » و « النجم الغيطى » در مولد
--> ( 1 ) . دو تركه بر شير سوار شدهاى ؟ ( شعرى منسوب به ابوالطيب متنبى - / ويراستار )