السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

269

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

است . » و هم‌چنين گويد : « ايشان صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » و نيز گويد : « نكته‌ى هفتم : خداوند متعال خواستار گسترش دينش در همه‌ى آفاق به وسيله‌ى پيامبرش شد . و اين نمىشد جز از طريق دانشمندان و قاريانى كه قرآن را از ايشان صلى الله عليه و آله و سلم آموختند . پس خداوند سبحان بر زبان ايشان صلى الله عليه و آله و سلم فضايل گروهى از صحابه را آشكار فرمود تا مردم را به يادگيرى دانش و قرآن از آنان ترغيب كند و آن فضيلت‌ها به منزله‌ى اجازه‌هاى محدّثان به شاگردان خود درآمد تا اينكه كسانى كه رجال را به اقوال نمىشناسند ، اقوال را به رجال بشناسند . و علماى اصحاب در اين فضيلت‌ها مشترك بودند همان‌گونه كه كتاب‌هاى حديث آن را بازگو مىكنند و از اين باب است : « من شهر دانشم و على درِ آن است و قرائت‌كننده‌ترين شما أُبى است و داناترين شما به حلال و حرام معاذ است . » و شاه ولىّاللَّه در كتاب « إزالة الخفا في سيرة الخلفا » در بزرگوارىهاى اميرالمؤمنين عليه السلام گويد : « از ابن‌عبّاس نقل شده است كه گفت : رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و على درِ آن است ، پس هر كس دانش را خواهد بايد نزد آن در بيايد . و از جابربن‌عبداللَّه نقل شده كه مىگفت : شنيدم رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : « من شهر دانشم و على در آن است ، و هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن در بيايد . » دهلوى به روايت پدرش ازحديث مدينة العلم اعتراف مىكند ، آن‌جا كه در رساله‌اى كه در بيان اعتقادات پدرش نوشته است آن‌گونه كه در « ذخيرة العقبى » از عاشق علىخان دهلوى آمده است گويد : « در كتاب‌هايش ، حديث‌هاى بىشمارى از مناقب اميرالمؤمنين را نقل كرده است ؛ به ويژه « حديث غديرخم » و « أنت منّي و أنا منك . » ( تو از منى و من از تو ) و « من فارقك يا على فقد فارقني » ( يا على هر كس از تو جدا شود از من جدا شده ) و حديث : « أئتني بأحبّ خلقك إليك » ( خداوندا ! محبوب‌ترين آفريده‌ات نزد خودت را به من برسان ) و « أنا مدينة العلم و عليٌّ بابُها . » ( من شهر دانشم و على در آن است ) و حديث « هذا أمير البررة و قاتل الفجرة » ( اين