السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

270

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

امير نيكوكاران و قاتل گنهكاران است ) و حديث : « ردّ الشمس » ( برگرداندن خورشيد ) - را كه محدّثان درباره‌اش اختلاف كرده‌اند به نقل صحيح از شيخ ابوطاهر مدنى از ابوالقاسم طبرانى نقل كرده است و سپس شواهد آن را از طحاوى و ديگر از بزرگان محدّثان آورده و به صحيح بودن آن حكم كرده است . هم‌چنين كرامت‌هاى متعدّدى با نقل‌هاى صحيحى از مرتضى روايت كرده است . » شرح حالش شاه ولىّاللَّه دهلوى بىنياز از تعريف است . او بزرگ علماى هند و مورد اعتمادشان است . محمّد معين سندى او را به « عالم هند و عارف زمانش . . . » توصيف كرده است . « 1 » در جاى ديگر گويد : « پيشواى علماى دورانش ، رئيس زمان ما ، شيخ اجل ، صوفى اكمل ، امام سرزمين هند . . . » « 2 » و رشيدالدّين دهلوى در « غرة الرّاشدين » چنين توصيفش كرده است : « بزرگ محدّثان ، پيشواى عارفان . . . » و حيدرعلى فيض‌آبادى در « منتهىالكلام » اين‌گونه توصيفش كرده است : « پايان‌بخش عارفان ، كُشنده‌ى مخالفان ، سرور محدّثان ، پايه‌ى متكلّمان ، حجّت خداوند بر جهانيان . . . » و صديق حسن‌خان قنوجى در كتاب‌هاى « إتحاف النبلاء » و « أبجد العلوم » شرح حال او را آورده است كه خلاصه‌ى آن از كتاب دوم چنين است : « مسند زمان ، شيخ اجل ، شاه ولىّاللَّه احمدبن‌عبدالرحيم ، محدّث دهلوى ؛ رساله‌اى به نام « الجزء اللطيف في ترجمة العبد الضعيف » دارد كه شرح حال خود را مفصّل به فارسى در آن آورده است . خلاصه‌اش اين است : « او روز چهارشنبه ،

--> ( 1 ) . دراسات اللبيب في الأسوة الحسنة بالحبيب / 273 . ( 2 ) . همان / 292 .