السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
268
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
( ابونعيم ) در « المعرفة » از على . ك ( حاكم ) از هر دو نفر آخرى . گويم : اين حديث را حاكم صحيح دانسته و ابنجوزى با او مخالفت كرده و آن را در الموضوعات آورده است . و حافظ ابنحجر گفته است : حق بر خلاف قول هر دو نفر آنان است . پس حديث حسن است نه صحيح و نه ساختگى . من شهر دانشم و على در آن است ، پس هر كس دانش را خواهد ، بايد از در آن نزد آن بيايد . طبرانى از ابنعبّاس . » « 1 » 127 - اثبات صدر العالم محمّد صدر العالم « 2 » حديث را اثبات كرده ؛ آنجا كه تمام سخن حافظ ، سيوطى در « جمع الجوامع » را آورده است كه متن آن در جاى خود ( شمارهى 88 ) آورده شد . 128 - روايت شاه ولىّاللَّه شاه ولىّاللَّه پدر « دهلوى » در چند جاى كتابش « قرّةالعينين » به عنوان حديث مسلّم ، اين حديث را به طور مرسل آورده است ، از جمله در بيان فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام گويد : « حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم به دانش او گواهى دادند با فرمايش « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » و به برترى او در داورى با فرمايش : « داورترين شما على
--> ( 1 ) . تحفةالمحبّين - خطّى . و بدخشانى از محدّثان بزرگ مورد اعتماد اهل سنّت است و بسيارى از علماى متأخّرين آنان از كتابهايش نقل مىكنند مانند : نزل الأبرار ، تحفة المحبّين ، مفتاح النجا ، و در آن كتب به روايتهايش استشهاد مىكنند و نويسندهى « نزهة الخواطر 6 / 259 » شرح حال او را چنين آورده است : « شيخ ، عالم ، محدّث ، محمّدبن رستمبن قباد حارثى بدخشى . يكى از بزرگان مشهور در حديث و رجال است . » سپس كتابهاى ذكرشدهى او و غير آن را ذكر مىكند . ( 2 ) . از بزرگان علماى اهل سنّت در سرزمين هند در قرن دوازدهم است . معاصر شاه ولىّاللَّه دهلوى بود كه در كتاب « التفهيمات الالهية » او را مدح و ستايش كرده است .