السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

266

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

125 - اثبات برزنجى مدنى محمّدبن عبدالرّسول برزنجى كردى مدنى در كتاب « الإشاعة في اشراط السّاعة » پس از نقل داستان ساختگى آموختن خضر از ابوحنيفة از كتاب « المشرب الوردى في مذهب المهدى نوشته‌ى على قارى » گويد : « شيخ على گفت : پوشيده نماند كه اين داستان با توجه به ركيك‌بودن و لحنش از سخنان بعضى از ملحدان كوشا در تباهى دين است ، چون حاصلش اين است كه : آن خضرى كه خداوند متعال در حقّش مىفرمايد : « بنده‌اى از بندگان ما را يافتند كه رحمتى از سوى خودمان به او داديم و دانشى از خودمان به او آموختيم » « 1 » و موسى عليه السلام از او آموخته ، شاگرد ابوحنيفه بوده است ( ! ) و چه فهم سريعى داشته اين شاگرد كه در مدّت سه سال آموخت آن‌چه را كه خضر در مدّت سىسال از ابوحنيفه در حيات و مماتش آموخته بود ! و شگفت‌آورتر آنكه ابوالقاسم قشيرى در طبقات حنفىها به شمار نيامده است ! و شگفت‌انگيزتر از خضر اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را درك كرده ولى اسلام را از ايشان نياموخته است و نه از دانشمندان اصحاب مانند على باب مدينة العلم و داورترين ياران ! . . . » شرح حالش مرادى گويد : « محمّد برزنجى ابن عبدالرّسول‌بن عبدالسيّدبن عبدالرّسول بن قلندربن عبدالسيّد كه نسب او به آقايمان حسن‌بن علىّبن ابىطالب پيوند دارد شافعى است كه اصلًا برزنجى و تولّدش هم در آن‌جاست ، محقّق با دقّت ، دانشمند يگانه بخشنده ، در شهر زور شب جمعه دوازدهم ربيع‌الأوّل سال يك هزار و چهل متولّد شد ، در آن‌جا رشد يافت و قرائت قرآن و تجويد آن را از پدرش آموخت و به وسيله‌ى او ديگر دانش‌ها را فرا گرفت . . . سپس ساكن مدينه‌ى شريفه شد و رياست تدريس را عهده‌دار شد و از بزرگان آن شد و كتاب‌هاى شگفت‌انگيزى نوشت . . . و به

--> ( 1 ) . فوجدا عبداً من عبادنا ، آتيناه رحمة من عندنا و علّمناه من لدنّا علماً ( كهف / 65 ) .