السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
256
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
استادان شريك بود و از او آموخت و بهره گرفت . در درسهاى اصلى و فرعى ، رشتههاى عربى ملازم او بود ، تأليفهاى بسيارى دارد كه نقل همگى آنها خارج از حوصله اينجاست ، از جمله : شرح بر « الجامع الصغير » سيوطى در چند جلد ، حاشيه بر « شرح التحرير » از قاضى زكريا ، حاشيه بر « شرح الغاية » از ابنقاسم در حدود هفتاد دفتر و شرح ديگرى بر شرح خطيب بر آن كتاب ، درگذشت او در سال هزار و هفتاد در « بولاق » بود كه همانجا دفن شد و عزيزى منسوب به « عزيزيّة » از بخش شرقية در مصر است . » « 1 » 119 - اثبات نور شبراملسى ابوالضيا نورالدّين علىّبنعلى شبراملسى قاهرى شافعى در حاشيهاش بر « المواهب اللدنية » كه « تيسير المطالب السنيّة » ناميده شده است ، در ذكر نامهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گويد : « در مورد فرمايش أنا مدينة العلم بايد گفت : ترمذى و ديگران مرفوعاً آن را روايت كردهاند : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . » و درست آن است كه آن حديثى « حسن » است همانگونه كه حافظ علايى و ابنحجر گفتهاند . » شرح حالش 1 - محبّى گويد : « علىّبنعلى ابوالضيا نورالدّين شبراملسى شافعى قاهرى ، آخرين از محقّقان و ولىّ خداوند متعال ، نويسندهى دانشهاى نقلى و داناترين فرد دوران خويش بود ، در دقّت نظر و خوبفهمى و سرعت استخراج احكام از بيانات دانشمندان مانند او نيامده است . داراى توان درنگ در بحث و لطف و بردبارى و انصاف به گونهاى بود كه كسى ياد ندارد حتّى با كلمهاى به كسى كه او را رنجانده بود بىاحترامى كرده باشد و حدّاكثر جملهاى كه به شاگردانش مىگفت اگر از ايشان
--> ( 1 ) . خلاصة الأثر 3 / 201 .