السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

250

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

مرا دراين‌باره نظرى است كه آن را بيان خواهم كرد . و شخص مشهور به روايت كردن آن ، ابوصلت عبدالسّلام‌بن‌صالح هروى از ابومعاويه محمّدبن‌خازمِ نابينا ، از اعمش از مجاهد از ابن‌عبّاس مىباشد . و اين عبدالسّلام را بسيار ضعيف دانسته‌اند و متّهم به رافضى ( شيعه ) بودن است . با اين همه عبّاس‌بن‌محمّد دورى روايت مىكند كه ضمن سؤال‌هايش از يحيىبن‌معين درباره‌ى اين ابوالصلت پرسيده است و يحيى او را ثقه شمرده است . سپس گفته است : آيا او از ابومعاويه حديث نكرده است كه : « من شهر دانشم و على در آن است » ؟ و او گفته است : محمّدبن‌جعفر فيدى هم آن را از ابومعاويه حديث كرده و هم‌چنين حافظ صالح‌بن محمّد ملقّب به « جزرة » و هم‌چنين ابوالصلت احمدبن محمّدبن محرز از يحيىبن‌معين نقل كرده است . و در روايت ابوالصلت‌ابن‌محرز آمده است كه يحيى درباره‌ى اين حديث گويد : اين از حديث ابومعاويه است . ابن نمير مرا خبر داد و گفت : ابومعاويه درگذشته آن را حديث مىكرد سپس از نقل آن خوددارى نمود و ابوالصلت هروى مردى ثروتمند بود كه چنين حديث‌هايى را خواستار بود و استادان را گرامى مىداشت يعنى ابومعاويه او را به اين حديث مخصوص گردانيد پس عبدالسّلام از عهده‌ى اين حديث به درآمد ، چون ابوعيينة و ديگران به حديث واحد حافظ ، ابومعاويه‌ى نابينا احتجاج مىكنند و اين حديث از لفظهاى ناشناخته‌اى نيست كه خِرَدها آن را نپذيرند بلكه مانند فرمايش حضرتش صلى الله عليه و آله و سلم در حديث « رؤوف‌ترين امّتم ابوبكر است » مىباشد . ترمذى هم آن را حسن دانسته و ديگرانى آن را صحيح دانسته‌اند و هيچ يك از كسانى كه برضدّ حديث « من شهر دانشم » سخن گفته‌اند ، پاسخى به روايت‌هاى ثابت‌شده‌اى كه از يحيىبن‌معين نقل شده ، نداده‌اند . و لذا قطعاً حكم به اينكه « ساختگى است » باطل مىباشد . و ابومعاويه فقط از اين‌جهت كه حديث ناشناخته است ، از نقل شايع و فراگير آن خوددارى كرده نه از نظر اينكه حديث باطلى است . چون اگر چنين بود اصلًا آن را با وجود حفظ و اتقانش نقل نمىكرد . ضمناً اين حديث نقل ديگرى دارد كه ترمذى در كتاب جامعش روايت كرده