السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
241
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
و مىگويم : اين دليلى بر منزلت والاى اوست ، شأن مجتهد است كه روشن و بيان كند آنچه را كه با دليلهاى صحيح مخالفت دارد و به آن اعتراض نمايد ، چه گويندهاش بزرگ باشد چه پست ، و اين شكايتى است كه پستى و عارش از تو نمايان است . و صاحب شرح حال در سال ( 1014 ) درگذشت . » « 1 » 3 - صديقخان قنوجى در كتاب « اتحاف النبلاء » دربارهى او چنين گويد : « نوشتههايش مقبول و ميان اهل علم متداول است ، پس معنى « بر كتب او نور دانش نيست » چيست ؟ . . . » و اقوال او مورد اعتماد و استناد و بزرگان دانشمندان متأخّر مىباشد ؛ مانند : فاضل رشيد و شاه سلامة اللَّه و مولوى حيدر على ، همچنين گروهى كتابهايش را با اسنادهاى پيوسته به قارى ، نقل كردهاند مانند : تاجالدّين دهّان ، و محمّد عابد سندى . . . 108 - روايت عبدالرؤوف مناوى عبدالرؤوفبنتاج العارفين مناوى شافعى در كتابهايش اين حديث را نقل كرده است . . . در كتاب « كنوز الحقايق » است : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها . طبرانى . » « 2 » و در كتاب « فيضالقدير » در شرح حديثى گويد : « از باب مدينة العلم و ناخداى كشتى فهم ، سرور حنفا ، زينت خلفا ، دارندهى قلب خردمند و زبان بسيار پرسشگر به گواهى پيامبر ، اميرالمؤمنين علىبنابىطالب كه مصطفى دربارهاش فرمود : « من كنت مولاه فَعليٌ مولاه » و خودش گويندهى اين كلام است : « اگر بخواهم از تفسير سورهى فاتحه برايتان هفتاد بار شتر بار مىكردم . » و گويندهى : « من بندهى خدا و برادر پيامبرش و صديق اكبر مىباشم و اين را بعد از من كسى نمىگويد جز دروغگو . . . » « 3 »
--> ( 1 ) . البدر الطالع 1 / 445 . ( 2 ) . كنوز الحقائق - حاشيهى الجامع الصغير 1 / 80 . ( 3 ) . فيض القدير فى شرح الجامع الصغير 1 / 51 - 52 .