السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
199
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
ز هر سايه كه اوّل گشت حاصل * در آخر شد يكى ديگر مقابل مفاتيح الإعجاز حاجى خليفه اين كتاب را در زمرهى شرحهاى « گلشن راز » نام برده و گفته است : « آن را اين افراد شرح كردهاند : مظفّرالدّين على شيرازى ، و شيخ شمسالدّين محمّدبن يحيىبن على لاهيجى گيلانى نوربخشى كه شرح او فارسى ممزوج است و آن را « مفاتيح الإعجاز » ناميد و آن را در ذيحجّهى سال 877 پاكنويس كرد . « 1 » 86 - اثبات شمسالدّين سخاوى شمسالدّين ابوالخير محمّدبن عبدالرّحمان سخاوى مصرى حديث « مدينةالعلم » را در كتابش ، « المقاصد الحسنة » ، اثبات و تحقيق كرده و گفته است : « حديث « أنا مدينةُ العلم و علىٌّ بابُها » ، حاكم در بخش مناقب از مستدرك خود ، و طبرانى در معجم كبيرش ، ابوالشيخ ابنحيّان در « السنة » ، و ديگران ، همگى آن را از حديث ابومعاويهى نابينا ، از اعمش ، از مجاهد ، از ابنعبّاس مرفوعاً به او ، با اضافهى « فمن أراد العلم فليأت الباب » نقل كردهاند . و ترمذى در بخش مناقب از جامع خود ، و ابونعيم در « الحلية » و غير از آن دو از حديث على نقل كردهاند كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « أنا دارالحكمة و علىٌ بابها » دارقطنى در « العلل » به دنبال آن دو گويد : حديثى مضطرب و غير ثابت است و ترمذى گويد : منكر است و استادش بخارى نيز چنين گويد : وجه صحيحى برايش نيست و يحيىبنمعين - آنگونه كه خطيب در تاريخ بغداد حكايت مىكند گويد : دروغ است و اصلى ندارد و حاكم پس از اوّلين حديث گويد : اسنادش صحيح است . و ابنجوزى از اين دو جهت ، آن را در الموضوعات آوردهاست و ذهبى و غير او با ابنجوزى موافق هستند .
--> ( 1 ) . كشف الظنون 2 / 1505 .