السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
105
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
حارث از على ، و از عاصم بن ضمرة از على كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « خداوند من و على را از يك درخت آفريد . من ريشه و على شاخهى آن و حسن و حسين ميوهاش و شيعيان برگهايش هستند . آيا از پاكيزه جز پاكيزه بيرون آيد ؟ و من شهر دانشم و على در آن است . پس هر كس آن شهر را خواهد ، بايد نزد آن دَر بيايد . » « 1 » و اين روايت ، از كتاب « كفاية الطالب في مناقب اميرالمؤمنين علىّبنابىطالب » هم دانسته مىشود ؛ همانگونه كه خواهد آمد . در كتاب « المتفق و المفترق » هم بر اساس آنچه در كتاب « الاكتفاء » ، نوشتهى وصابى آمده ، از حديث ابنعبّاس ، آن را نقل كرده كه متن آن چنين است : « از او ( يعنى از ابنعبّاس ) نقل شده كه گفت : رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و على در آن است ، پس هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن دَر بيايد . حاكم در « المستدرك » و خطيب آن را در « المفترق و المتّفق » نقل كرده است . » « 2 » همچنين در كتاب « تاريخ بغداد » چندين روايت از يحيىبنمعين آورده است كه نمايانگر ثابت و صحيح دانستن حديث « مدينةالعلم » است كه در آينده آنها را خواهى ديد ؛ انشاءاللَّهتعالى . شرح حالش 1 - سمعانى در « الأنساب البغدادى » 2 - ابناثير در « الكامل حوادث : 463 » 3 - خوارزمى در « اسماء رجال جامع مسانيد أبىحنيفه » 4 - ابنخلّكان در « وفيات الأعيان 1 / 27 » 5 - ابوالفداء ايّوبى در « المختصر حوادث : 463 »
--> ( 1 ) . تاريخ بغداد 11 / 49 . ( 2 ) . الاكتفاء از وصابى به نقل از المتفّق و المفترق از خطيب خطّى .