السيد علي الحسيني الميلاني
66
سنت پيامبر يا سنت خلفاء؟ (فارسى)
ضعيفى است و از دروغگويان روايت مىنمود و تدليس حديث مىكرد . ذهبى مىافزايد : صاحب نظران بسيارى گفتهاند : بقيه ، اهل تدليس بوده است ؛ بنابراين اگر حديثى را به نقل از فردى بيان كند ، حجّيت ندارد . « 1 » درنگى در ديدگاه حاكم نيشابورى اينك مناسب است اندكى در ديدگاههاى حاكم نيشابورى اين حديث شناس اهل سنّت درنگ كنيم ؛ چرا كه او خود را به سختى انداخته و براى صحيح دانستن اين حديث پافشارى كرده است و سلامت تمام و كمال اين حديث را مورد تأكيد قرار داده است . وى با اين سخن كه - « بخارى و مسلم پنداشتهاند كه غير از ثور بن يزيد هيچ راوى ديگرى از قول خالد بن معدان به نقل آن نپرداخته است » - در واقع مىگويد : اگر اين پندار نبود ، بخارى و مسلم به طور قطع ، اين روايت را نقل مىكردند ( ! ! ) اما واقعيت آن است كه حاكم در اين مورد خود دچار توهم شده است .
--> ( 1 ) . الموضوعات : 1 / 67 و 102 و 157 ، ميزان الاعتدال : 2 / 45 ، تهذيب التهذيب : 1 / 434 ، تقريب التهذيب : 1 / 134 ، فيض القدير : 1 / 142 ، القاموس المحيط : 4 / 440 ، تاج العروس : 19 / 211 ( ذيل واژه بقى )