السيد علي الحسيني الميلاني
53
نقش شورا در امامت (فارسى)
گفتيم : براى او چه اتّفاقى رخ داده است ؟ گفتند : بيمار است . هنگامى كه اندكى نشستيم سخنرانشان پس از شهادت به يگانگى خدا و رسالت پيامبرش حمد و ثناى نيكويى خواند . سپس گفت : ما انصارِ خدا و سپاهيان اسلام هستيم و شما مهاجران ، گروهى هستيد كه برخى از شما آرام آرام در صدد كندن ريشهء ما بودند تا ما را از خلافت محروم كنند . هنگامى كه سخن اين مرد تمام شد ، تصميم گرفتم سخن بگويم و مطلب مناسبى را در ذهن خود آماده كرده بودم كه مىخواستم پيش روى ابوبكر آن را بيان كنم و به سبب برخى مسائل نرمش به خرج مىدادم . در آن هنگام كه خواستم سخن بگويم ، ابوبكر گفت : آرام باش ! من نيز دوست نداشتم او را ناراحت كنم . بنا بر اين خود ابوبكر سخن آغاز كرد كه او از من بردبارتر و متينتر بود . به خدا سوگند ! هرچه را در ذهن خود داشتم و مىخواستم بگويم ابوبكر همان يا بهتر از آن را به آرامى بيان نمود تا سخنش تمام شد . او چنين گفت : « آن چه از خير و خوبى براى خودتان گفتيد شايسته آن هستيد ؛ ولى امر خلافت هرگز براى هيچ گروهى نخواهد بود مگر براى همين گروه از قريش ؛ چرا كه اينان اصيلترين عرب در