السيد علي الحسيني الميلاني

48

نقش شورا در امامت (فارسى)

حكومتى آن‌ها را غصب كنند بر حذر خواهم داشت . [ دقّت كنيد ! عبدالرحمان در منا و در نزد عمر است . مردى مىآيد و به عمر خبر مىدهد كه عدّه‌اى از مردم گردهم آمده و با يك‌ديگر گفت و گو مىكرده‌اند . يكى از آن‌ها گفته است كه « اگر عمر بميرد به يقين با فلانى بيعت مىكند . به خدا سوگند ! بيعت با ابوبكر به صورت ناگهانى انجام شد كه فرصت ( بيعت با امير مؤمنان على عليه السلام ) را از ما گرفت » . چنانچه ملاحظه مىكنيد در نقل بخارى واژهء « فلانى » آمده است . البتّه ما نام اين فرد را خواهيم گفت ؛ امّا اين روش اهل سنّت است كه واژهء « فلانى » را به جاى اسم كسانى كه نمىخواهند نام ببرند مىآورند . امّا در اين عبارت كه شخصى گفت : « اگر عمر بميرد به يقين با فلانى بيعت مىكنم » گوينده كيست ؟ و آن كسى كه مىخواهند با او بيعت كنند كيست ؟ همين گوينده ادامه داده كه « بيعت با ابوبكر به صورت ناگهانى انجام شد كه فرصت ( بيعت با امير مؤمنان على عليه السلام ) را از ما گرفت ؛ پس منتظر مرگ عمر مىمانيم تا با فلانى بيعت كنيم » . هنگامى كه عمر اين سخن را مىشنود عصبانى مىشود و تصميم مىگيرد براى مردم سخنرانى كند ] . عبدالرحمان مىگويد : به عمر گفتم : اى اميرالمؤمنين ! اين كار را نكن ، در مراسم حج عدّه‌اى از مردم عوام نيز حضور دارند و آمادهء غوغا و هياهو هستند و اگر مردم تحريك بشوند و برخيزند آن‌ها بر تو غلبه