السيد علي الحسيني الميلاني
37
نگاهى به آيه ولايت (فارسى)
با بررسى كتابهاى لغت و سخن بزرگان اين فنّ ، به خوبى روشن مىشود كه همهء آنها همين معناى اساسى را براى واژهء ولايت بيان كردهاند . اگر گفتيم : واژهء ولايت مشترك لفظى است ، يعنى لفظ ولايت معانى و مصاديق مختلفى دارد ، بدون اينكه بين آن معانى وجه اشتراكى وجود داشته باشد ؛ مانند واژهء « عين » كه در زبان عربى به آن مشترك لفظى مىگويند ، چرا كه در معانى مختلفى به كار مىرود از جمله : چشمهء آب ، چشم انسان ، خورشيد و . . . . مىبينيد كه اين معانى گوناگون داراى معناى مشترك نيستند ، بلكه هر كدام معناى خاص خود را دارند . اين مطلب در كتابهاى علم اصول به تفصيل مطرح شده است . بنا بر اين ، واژه ولايت ، بر فرض اينكه از آنچه گفتيم صرف نظر كنيم و بگوييم : مشترك لفظى است ، داراى معانى گوناگونى خواهد بود كه يكى از آن معانى اين است : سزاوارتر بودن به چيزى ، و اولويّت داشتن نسبت به امرى . در مشترك لفظى براى اينكه بفهميم آن لفظ در كدام يك از معانىِ آن به كار برده شده است ، بايد به قرائن و شواهدى كه مراد و مقصود گوينده را مشخص مىكند ، توجّه كنيم .