السيد علي الحسيني الميلاني

53

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)

2 . نقش عبداللَّه بن عمر در ولايت يزيد ابن عربى مالكى ، با استفاده از احاديثى كه در صحيح بُخارى آمده ، به بيعت عبداللَّه بن عمر و قبول ولايت يزيد استناد مىكند . امّا در نقد كلام او بايد گفت كه خود ابن عربى مالكى مىگويد : « عدّه‌اى از علما ، بيعت عبداللَّه بن عمر با يزيد را تكذيب نموده و اين مطلب را تصديق نكرده‌اند » . « 1 » از اين جمله معلوم مىشود كه علماى اهل تسنّن ، درباره بيعت عبداللَّه بن عمر با يزيد اختلاف داشته‌اند . البتّه اين مطلب در صحيح بُخارى آمده است ؛ اما خود بُخارى از سردمداران همين گروه متعصّب است كه ديدگاهشان را درباره يزيد و شهادت سيّدالشهداء عليه السلام بيان كرديم . با اندك تحقيقى در شخصيّت عبداللَّه بن عمر ، به دست خواهد آمد كه او مردى ضعيف و از جهت روحى ، فردى سست بوده و شخصيّتى حقيقى نداشته است و اگر احترامى براى او مىگذارند ، به جهت پدرش است و اگر ابن عربى ، عبداللَّه بن عمر را به عنوان شيخ الصحابه ( بزرگ صحابه ) معرفى كرده ، به خاطر اين است كه به اهداف و مقاصد خود برسد . آرى ، او هرگز « شيخ الصحابه » نبوده و چنين مقامى در آن زمان نداشته است و حتّى پدر او عمر نيز او را قبول نداشته است . وقتى به عمر پيش‌نهاد كردند كه براى پسرت عبداللَّه مقام و منصبى در نظر بگير ، او در جواب گفت : عبداللَّه نمىداند كه چگونه همسرش را طلاق دهد ، با اين حال من چگونه مقام و سمتى را به او واگذار كنم ؟ « 2 »

--> ( 1 ) . العواصم من القواصم : 208 . ( 2 ) . الطبقات الكبرى : 3 / 343 .