السيد علي الحسيني الميلاني

54

ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)

از طرفى او نيز پدرش را قبول نداشت و حتى در مواردى مخالفت مىنمود ؛ مخالفتى كه از نظر اهل سنّت براى وى نقص محسوب مىشود . از اين رو در مسئله « متعه » معروف است كه گفت : « اين حكم حرمت متعه [ كه پدرم آن را صادر نموده ] مخالف حكم رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله است و ما بايد از حكم پيامبر خدا اطاعت كنيم ، نه از حكم پدرم » . « 1 » دربارهء عبداللَّه بن عمر در زمينه ولايت‌عهدى يزيد نوشته‌اند : « معاويه مبلغ يك صد هزار درهم به او داد . او اين پول را پذيرفت و در جانشينى يزيد سكوت كرد ! » « 2 » آرى ، سكوت كرد ؛ ولى بايد ديد كه آيا به راستى عبداللَّه بن عمر در زمان معاويه با يزيد بيعت كرده است يا نه ؟ در اين باره ، اهل تسنّن و بزرگانشان اختلاف نظر دارند . درباره ضعف شخصيت عبداللَّه بن عمر آورده‌اند كه وى پس از عثمان ، با اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت نكرد ! با اين وجود وقتى اهل مدينه بر يزيد قيام كردند و واقعهء حرّه به وجود آمد ، عبداللَّه از بيعت با يزيد دست برنداشت و با مسلمانان همكارى نكرد . آن گاه كه پس از يزيد نوبت به حكومت عبدالملك بن مروان رسيد ، گفت : من از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله شنيدم كه فرمود : « كسى كه شب را روز كند و بيعت خليفه‌اى بر عهده‌اش نباشد ، مسلمان نيست » . به همين جهت ، شبانه رفت و با والى آن زمان ، حجّاج بن يوسف ثقفى كه از طرف عبدالملك بن مروان ولايت آن ديار را به عهده داشت ، بيعت نمود . حجّاج به او گفت : چه عجله‌اى در كار است كه تو شبانه آمده‌اى ؛ تا صبح

--> ( 1 ) . گفتنى است كه ما در پژوهشى جداگانه ، تحت عنوان نگرشى به ازدواج موقت ، متعهء حج و متعهء نساء را بررسى نموده‌ايم كه - ان شاء اللَّه - در ضمن سلسله پژوهش‌هاى اعتقادى چاپ خواهد شد . ( 2 ) . فتح البارى : 13 / 60 ؛ الكامل في التاريخ : 5 / 373 .