السيد علي الحسيني الميلاني
52
ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)
متعصّب را زير سؤال برده و ردّ نمودهاند ؛ علماى بزرگى همچون : ابوالحسن هيثمى ، ابن حجر مكّى و ابن جوزى حنبلى كه هر يك از آنان حافظ عصر خود بودهاند . نقد و بررسى ديدگاه علماى تندرو اهل سنّت با نگاه به آنچه گذشت ، گرايش و ديدگاه فكرى آن گروه تندرو مشخص شد . ديدگاههاى آنان پيرامون شهادت سرور جوانان بهشت ، حضرت حسين بن على عليهما السلام ، به شرح زير مىآيد : 1 . ولايت و حاكميت يزيد ؛ پذيرفتهء همهء صحابه اين سخن خلاف حقايق تاريخى است ؛ چرا كه به طور مفصّل بيان خواهيم كرد كه بزرگان صحابه و شخصيتهايى معروف آن زمان با ولايت يزيد مخالف بودهاند ؛ به همين جهت ، معاويه با مشكلات فراوانى روبهرو شد و به روشهاى گوناگونى دست زد تا بتواند مخالفان خود را در برنامهء جانشينى يزيد ، سركوب كند . البته كسانى مثل جابر بن عبداللَّه انصارى ، ابو سعيد خُدرى ، سهل بن سعد انصارى ، زيد بن ارقم و ديگر صحابه دربارهء جانشينى يزيد سكوت كردند . روشن است كه سكوت آنها هيچ دلالتى بر رضايتشان ندارد ؛ چرا كه آنان در حال تقيّه بودهاند و تقيّه در بين صحابه به ويژه در زمان معاويه رايج بوده است . آنان مىترسيدهاند كه آن چه بر سر ديگران آمده ، بر سرشان بيايد . . . . پس سكوت صحابهء رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله دليل بر رضايت آنان از كار معاويه نمىتواند باشد . ديگر اينكه همكارى جمعى از صحابه با معاويه ، با زور ، پرداخت پول ، ترساندن و يا تهديد به كشتن آنها بوده است .