السيد علي الحسيني الميلاني
44
ناگفته هايى از حقايق عاشورا (فارسى)
اگر اين حديث از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله صادر شده باشد ، ابن عربى مالكى اين حديث را بر سيّدالشهداء عليه السلام تطبيق مىكند و آن حضرت را مطابق اين حديث واجب القتل مىداند . چكيدهء ديدگاهها پس از آنچه بيان شد ، در نتيجهگيرى از كلمات آنان بايد گفت : يكم : حكومت يزيد ، شرعى و الهى بوده است ؛ دوم : ناسزا گفتن به معاويه و حتى گمان بد بر او نارواست . ابن خلدون در اين باره مىنويسد : إيّاك أن تظنّ بمعاوية رضى اللَّه عنه إنّه علم ذلك من يزيد فإنَّه أعدل من ذلك وأفضل ؛ « 1 » از گمان ناشايست نسبت به معاويه بپرهيزيد ، همانا عدالت او بيشتر از اين حرفها و مرتبهاش بالاتر است . سوم : هر گونه خدشه به حاكميت يزيد ، خدشه به معاويه ، صحابه و در رأس آنان « شيخ الصحابه عبداللَّه بن عمر » است . فردى كه بُخارى در روايتى ، بيعتش را با يزيد نقل نموده است و مىگويد : هر گونه طعن و خدشهاى به صحابه مساوى با كفر است ! چهارم : سيّدالشهداء عليه السلام عليه حكومت حقّ قيام و خروج نموده و او خارجى است ! پنجم : همهء كسانى كه در ماجراى شهادت سيّدالشهداء عليه السلام شركت نمودهاند ، بنا به فرمان رسول اللَّه صلى اللَّه عليه وآله بوده و در راستاى پيروى و اطاعت از پيامبر اين كار را انجام دادهاند ! - پناه مىبريم به خداوند متعال از اين كلماتى كه گفتن
--> ( 1 ) . تاريخ ابن خلدون : 1 / 212 .