السيد علي الحسيني الميلاني
21
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
نگاشته شده است . اين احاديث در كتابهاى شيعه و سنّى فراوان نقل شده است . « 1 » مطلب سوم . در خصوص شهادت به ولايت بعد از شهادتين رواياتى نقل شده كه اين روايات ، اطلاق و عموم دارند و شامل اذان نيز مىشوند . مطلب چهارم . اگر بپذيريم كه به جهت تمام نبودن اين رواياتِ مطلق از نظر سندى نتوانيم به آنها استدلال كنيم ، به روايات « من بلغ » استدلال مىنماييم و همين استدلال براى فتوا دادن به شهادت ثالثه در اذان كافى است . مطلب پنجم . اگر شهادت ثالثه در اذان از شعائر مذهب باشد - آن سان كه برخى از بزرگان فرمودهاند و فتوا دادهاند - گفتن آن در اذان واجب است . ( نه اين كه ادّعاى بزرگى براى آنها بكنيم كه آنان بزرگ هستند ؟ مثل مرحوم آقاى حكيم كه در مستمسك چنين فرمودهاند ) . « 2 » بنابراين ، شهادت ثالثه چيزى نيست كه از ما و از جهت هواى نفس و يا به داعيه حبّ اهل بيت عليهم السلام باشد ؛ بلكه واقعيّتى است كه بر اين معنا دليل قائم است . گرچه ما ارادت و اخلاص خود را به اهل بيت عليهم السلام ، به هر نحوى كه برايمان پيش بيايد ، اظهار مىكنيم . در شرح اين فراز نكات و تأمّلات مفيدى است كه تمام آن چه از ناحيه خداوند متعال براى ائمّه عليهم السلام ذكر مىشود به عنوانهاى « اصطفاكم بعلمه ، ارتضاكم لغيبه ، اختاركم لسرّه ، اجتباكم بقدرته ، أعزّكم بهداه . . . » همه اين افعال به خداوند متعال
--> ( 1 ) . ترجمة الامام الحسين عليه السّلام ، ابن عساكر : 186 ، در اين منبع آمده است : « قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله : ليلة عرج بي إلى السماء رأيت على باب الجنّة مكتوباً : لا إله إلّااللَّه ، محمّد رسول اللَّه ، علي حبّ اللَّه ، والحسن والحسين صفوة اللَّه ، فاطمة أمة اللَّه ، على باغضهم لعنة اللَّه » . ر . ك : لسان الميزان : 5 / 70 و نفحات الازهار في خلاصة عبقات الأنوار : 5 / 236 ( 2 ) . مستمسك العروة الوثقى : 5 / 545