السيد علي الحسيني الميلاني
55
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
كردم بپذيريد و آنچه را نقل نكردم مرا دربارهء آن به سختى نيندازيد . سپس گفت : روزى رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم در كنار چشمهاى كه خم ناميده مىشود و بين مكه و مدينه قرار دارد ، براى ايراد خطبه برخاست . پس از آن خداى تعالى را حمد و ثنا كرد و به موعظه مردم و ياد خدا پرداخت ، سپس فرمود : « اى مردم ، آگاه باشيد ، به درستى كه من بشر هستم و نزديك است فرستاده پروردگارم [ يعنى فرشته مرگ ] به سوى من آيد و من به او پاسخ خواهم گفت و اين در حالى است كه من در ميان شما دو شىء گرانبها به جا مىگذارم : نخستين آن دو ، كتاب خداى تعالى است كه در آن هدايت و نور است . پس كتاب خدا را گرفته و بدان عمل كنيد و تمسّك جوييد » . پيامبر مردم را نسبت به آن تشويق و ترغيب كرد و سپس فرمود : « و اهل بيتم ، شما را دربارهء اهل بيتم به خدا توجه مىدهم ، شما را دربارهء اهل بيتم به خدا تذكّر مىدهم » . پيامبر سه بار اين سخن را تكرار فرمود . حصين گفت : اى زيد ، اهل بيت پيامبر چه كسانى هستند ؟ آيا زنان پيامبر از اهل بيت او نيستند ؟ گفت : زنان او از اهل بيت او هستند ، اما اهل بيت او [ در اين سخن پيامبر ] كسانى هستند كه صدقه بر آنان حرام است . حصين گفت : آنان چه كسانى هستند ؟ گفت : ايشان آل على ، آل عقيل ، آل جعفر و آل عباس هستند . حصين گفت : آيا صدقه براى همهء آنان حرام است ؟ زيد گفت : بله . در سند اين حديث خدشهاى وارد نكردهاند ، اما لازم است دربارهء رابطهء آن با احاديث ديگر و نيز راجع به مفاد آن بحث و بررسى شود . در اين حديث زيد بن ارقم به سؤال از اهل بيت بودن همسران پيامبر پاسخ مثبت داده است ، اما ابن كثير حديث ديگرى را از صحيح مسلم و به نقل از زيد بن ارقم روايت مىكند كه كاملًا با حديث فوق مخالف است ، چرا كه در آن روايت به اين پرسش پاسخ مثبت داده نشده و زنان پيامبر از اهل بيت خارج شدهاند .