السيد علي الحسيني الميلاني

98

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

بحث در هر دو جهت تمام مىشود ، يعنى هم بحث كبروى عصمت تمام است و هم افراد و مصاديقى كه معصوم هستند معرفى مىشوند ؛ امّا چون بحث ما عموميّت دارد و طرف بحث عموم اهل سنّت هستند و روايات ما نيز قابل پذيرش آنان نيست ؛ به همين جهت ناچاريم كه فقط به بررسى جنبه عصمت در آيه شريفه پرداخته و از پرداختن به مصاديق آن خوددارى كنيم . كلمهء « اطيعوا » كه به صيغه امر آمده به طور قطع دلالت بر وجوب دارد ، چرا كه مستحب دانستن اطاعت خدا و رسول بىمعناست . ليكن بايد توجه داشت كه اطاعت از خدا و رسول به حكم عقل لازم است ، از همين رو اين گونه اوامر مولوى نيستند ، بلكه ارشاد به حكم عقلند . به هر حال امر خداوند به اطاعت مطلق از هر كسى ، چه مولوى باشد و چه ارشادى ، بر لزوم و وجوب اطاعت از او دلالت دارد . خداوند در اين آيه به اطاعت مطلق و بى قيد و شرط از رسول امر كرده است . « 1 » يعنى اطاعت از خداوند متعال و فرستاده‌اش مقيد به زمان و يا مكان معينى نيست و از همهء جهات اطلاق دارد . اطاعت از اولو الامر نيز همين طور است . پس بر

--> ( 1 ) . اطاعت از پدر و مادر بنا به آيهء شريفهء « وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْسانًا » واجب است ، چرا كه اطاعت اوامر و نواهى پدر و مادر از مصاديق احسان و مهربانى به آن‌هاست ؛ اما اطاعت از آن‌ها اطلاق ندارد ، بلكه مقيّد است به اين كه آن‌ها امر به حرام نكرده باشند . به عبارت ديگر ، به نص صريح قرآن كه اطاعت پدر و مادر تا آن‌جا وجوب دارد كه امر به حرام نكرده باشند ، از اين رو « وَإِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما » ؛ اگر پدر و مادر ، تو را بر شرك به خدا كه آن را به حق نمىدانى وادار كنند در اين صورت ديگر آن‌ها را اطاعت مكن . اگر اطاعت از پدر و مادر اطلاق داشت بايد معتقد به عصمت آن‌ها مىشديم .