السيد علي الحسيني الميلاني

353

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

« وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلّا أَساطيرُ اْلأَوَّلينَ » ؛ « 1 » يعنى چون آيات ما بر آنان تلاوت شود ، گويند ما اين سخنان را شنيديم . اگر ما هم مىخواستيم مانند آن مىگفتيم كه چيزى جز افسانهء پيشينيان نيست . پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله پيش از نزول آيهء ولايت نيز بارها و بارها و به راه‌ها و روش‌هاى گوناگون ، امامت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را ابلاغ و اعلان كرده بودند . ايشان در حديث منزلت جايگاه اميرالمؤمنين عليه السلام را نسبت به خود به جايگاه هارون نسبت به موسى تشبيه كردند ؛ يعنى چنان چه هارون جانشين و خليفهء حضرت موسى بود ، همين طور اميرالمؤمنين عليه السلام جانشين من خواهد بود . هم‌چنين مكرراً مقام اميرالمؤمنين عليه السلام را به مقام انبياء پيشين تشبيه كردند و در حالى كه خود را شهر علم ناميدند ، اميرالمؤمنين را باب علم خود دانستند ؛ يعنى مردم براى بهره‌مندى از علم رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله ناگزير بايد به اميرالمؤمنين عليه السلام مراجعه مىكردند . نبى اكرم صلى اللَّه عليه وآله براى بيان افضليت و محبوبيت اميرالمؤمنين عليه السلام در حق آن حضرت دعا كردند و دعاى ايشان مستجاب شد و اين حقيقت در حديث « طير مشوى » بيان شده است . اين احاديث هر يك به تنهايى بر حقانيت اميرالمؤمنين عليه السلام دلالت دارد . امّا آنان كه حق را برنمىتابند ، به خاطر اعلان ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام از سوى پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله در صدد اذيت كردن ايشان برآمدند . اما خداوند به پيامبر خود وعدهء حفظ داد و فرمود : « وَاللَّه يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » . « 2 »

--> ( 1 ) . سورهء انفال : آيه 31 . ( 2 ) . سورهء مائده : آيه 67 .