السيد علي الحسيني الميلاني

35

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

2 . عالم بودن به مسائل دين ، قرآن و نيازمندىهاى مردم شيعه معتقد است كه امام به حكم عقل و نقل بايد به جميع مسائل دينى ، علوم قرآن و بلكه تمام آن چه بشر بدان نيازمند است عالم باشد . رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله شهر علم است و علوم نخستين و آخرين نزد اوست ؛ پس جانشينان ايشان نيز بايد داراى چنين علمى باشند ، تمام مسائل دين را بدانند و به قرآن عالم باشند تا دين الاهى و كتاب خدا را از تحريفات و زياده و نقصان حفظ كنند . محكم و متشابه ، ظاهر و باطن و تفسير قرآن و حقايق دين را بدانند و براى مردم بيان كنند . به آن چه كه مورد نياز بشر است عالم باشند و در پاسخ هيچ سؤالى فرو نمانند . در غير اين صورت امام تابع خواهد بود نه متبوع ، چرا كه تبعيت جاهل از عالم به حكم عقل است و پيش انداختن عالم و پس زدن جاهل در زمرهء سيرهء عقلاست . به عنوان مثال چنان چه شخص بىسوادى مدعى پزشكى شود و در عمل از علاج بيماران ناتوان باشد ، قطعاً مردم وى را از منصب پزشكى عزل مىكنند . هم‌چنين اگر كسى مدعى مرجعيت دينى شود ، اما از پاسخ به سؤالات شرعى دين داران درماند ، هرگز مرجعيت وى پذيرفته نخواهد شد . حال چگونه ممكن است كسى كه از وجود يا عدم وجود آيه‌اى در قرآن بىاطلاع است ، خليفه و جانشين رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله گردد ؟ ! در زمان حكومت عمر شخصى مصحفى داشت كه در آن آيهء « النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ « 1 » « وهو أبٌ لهم » » آمده بود . عمر به شدّت اعتراض كرد و گفت : « وهو أبٌ لهم » را از كجا آوردى ؟ گفت اين آيه در مصحف ابي بن كعب چنين است . عمر ابى را خواند و ضمن اعتراض به او ، دربارهء اين آيه سؤال كرد . ابى در

--> ( 1 ) . سورهء احزاب : آيه 6 .