السيد علي الحسيني الميلاني

246

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

وُسْعَها » « 1 » و ما در اين مباحث - به حول و قوّهء الاهى - به تمامى ادله رسيدگى خواهيم نمود و با كمال انصاف و دقّت نظر ، استدلال خواهيم كرد . پس از اثبات اين كه دو قول بيشتر در مسئله وجود ندارد ، نخست به بررسى أدلّهء قول به امامت حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام از كتاب ، سنّت و عقل پرداخته و مطابق آن چه در كتب اهل سنّت آمده استدلال خواهيم نمود و آنچه در رابطه با هر يك از ادلّه گفته شده متعرض خواهيم شد . در مقام دوم نيز به بررسى أدلّه امامت ابوبكر بن ابى قحافه مىپردازيم و به بهترين وجه تقرير خواهيم نمود و با استناد به كتب خود اهل سنّت ، موضوع بحث را پيش خواهيم برد و پس از طرح و بررسى ادلهء هر يك از دو گروه شيعه و اهل تسنّن ، به اشكال‌ها و شبهه‌هاى مربوط به اين مسأله خواهيم پرداخت . امام به حق كيست ؟ جرجانى در شرح مواقف مىنويسد : المقصد الرابع في الإمام الحقّ بعد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه وآله ؛ وهو عندنا أبو بكر وعند الشيعة علي ؛ لنا وجهان : الأوّل : إنّ طريقه إمّا النص أو الإجماع بالبيعة . . . ؛ الثاني : الإجماع منعقد على حقيّة إمامة أحد الثلاثة : أبي بكر وعلي والعباس ؛ « 2 » مقصد چهارم دربارهء امام حق پس از رسول خداست كه وى در نزد ما ابوبكر و نزد شيعه على عليه السلام است . دو وجه در اين باره وجود دارد : نخست آن كه راه [ شناخت امامت ] يا نص است و يا اجماع .

--> ( 1 ) . سورهء بقره : آيه 286 . ( 2 ) . شرح المواقف : 8 / 354 ؛ هم‌چنين ر . ك : المواقف : 3 / 605 .