السيد علي الحسيني الميلاني
216
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
و به عبارت ديگر مبانى اهل سنّت در مسئله امامت ، بر حوادث و اتفاقات افتاده استوار است نه بر عقل ، قرآن و سنّت . بنابراين اگر پس از رحلت رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله حوادث به گونهاى ديگر رقم مىخورد ، اين مبانى پايهگذارى نمىشد ! اما شيعه به آن چه واقع نشده نمىنگرد ، بلكه با استناد به عقل ، قرآن و سنّت ، پس از اثبات ضرورت نصب امام از سوى خداى تعالى ، شيعه - چنان كه گذشت - معتقد است كه امام نصب شده از سوى پروردگار بايد توسط خود او معرفى شود . در نتيجه از نظر ما تنها راه تعيين و شناخت امام الاهى نص اوست . ما در شناخت امام ناگزير بايد به كلام خدا و رسول اكرم صلى اللَّه عليه وآله مراجعه كنيم . به واقع مراجعه به قرآن و سنّت در موارد اختلافى دستور صريح خداوند است ، همانطور كه خداى تعالى مىفرمايد : « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّه وَالرَّسُولِ » ؛ « 1 » اگر در امرى اختلاف و نزاع پيدا كرديد ، حكم آن را به خدا و رسول خدا ارجاع دهيد . و نيز مىفرمايد : « فَلا وَرَبِّكَ لايُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لايَجِدُوا في أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْليمًا » ؛ « 2 » نه به خدا سوگند ، هرگز مؤمن نمىشوند مگر اين كه در مشاجره بين خود ، تو ( را حَكَم قرار دهند و تو در مورد آن ) حُكم كنى ؛ سپس در مورد حكم هيچ مخالفتى نداشته باشند و با رضايت كامل و طيب نفس آن را بپذيرند .
--> ( 1 ) . سورهء نساء : آيه 59 . ( 2 ) . همان : آيه 65 .