السيد علي الحسيني الميلاني

215

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

به اتفاق اشاعره ، معتزله ، خوارج و صالحيه - بر خلاف شيعه - راه نصب امام به گزينش و بيعت اهل حل و عقد است بدون اين كه اجماع آنان بر اين كار لازم باشد و اين بيعت ، عدد تعريف شده‌اى ندارد ، بلكه امامت به بيعت يك نفر از اهل حل و عقد هم منعقد مىشود . . . و اين بر اساس مذهب اشعرى است ؛ اما اكثر معتزله بيعت پنج نفر از افراد ذى صلاح براى امامت را شرط دانسته‌اند و اين نظر بر گرفته از داستان شورا است . سه طريق براى اثبات امامت پس روشن شد كه اهل سنّت سه روش را براى اثبات امامت امام قائل شده‌اند كه اين سه روش عبارت بودند از : 1 . گزينش و بيعت مردم ؛ 2 . وصيت ؛ 3 . شوراى اهل حلّ و عقد . با دقت در استدلال متكلمان اهل سنّت معلوم مىشود كه اين سه روش صرفاً به وقايع و اتفاقات پس از رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله مستند است ؛ يعنى در ثبوت امامت امام آن هم به بيعت واحد ، به جريان سقيفه و بيعت عمر با ابوبكر استناد و استدلال شده است . صحت امامت از طريق وصيت نيز با استناد به وصيت ابوبكر بر خلافت عمر پس از خود ثابت مىشود . و طريق بودن شورا نيز مستند به دستور عمر مبنى بر تشكيل شوراى شش نفره براى تعيين خليفه است .