السيد علي الحسيني الميلاني
164
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
آرى ! به راستى چه حسابى در كار است كه هم على با قرآن و هم قرآن با على است ؟ مگر براى همراهى اين دو گفتن « على مع القرآن » كفايت نمىكرد ، پس چرا پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله دوباره تكرار مىكند و مىفرمايد « والقرآن مع على » ؟ شايد اين تكرار براى تأكيد و دفع شك و شبهه باشد ، زيرا ممكن است ديگرى هم اين ادّعا را داشته باشد كه اقوال و افعال او مطابق قرآن است و از قرآن جدا نيست ، و ليكن رسول اللَّه مىخواهد بفرمايد كه قرآن نيز همراه على و مصدِّق افعال و اقوال او است ، و تصديق قرآن همان تصديق خدا است ، چرا كه قرآن كلام الاهى است ، پس « على » عليه السلام در همهء احوال ، أقوال و افعال مورد قبول و تصديق خدا است . روايت ابن عقده : بنا به دستور پيامبر ، تمامى مردم بايد با لشكر اسامه حركت كنند و خارج از مدينه اردو بزنند . كسانى كه از اين فرمان سرباز زنند مورد لعن پيامبر هستند . عايشه خبر مريضى پيامبر را به ابوبكر مىرساند . با رسيدن اين خبر ، ابوبكر به همراه عدهء بسيارى از دستور پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه وآله سرپيچى كرده و با ترك لشكر اسامه نزد پيامبر آمدند . پيامبر در بستر احتضار و در لحظات آخر عمر خويش مردم را به تمسك به اهل بيت عليهم السلام سفارش مىكند و مقام اميرالمؤمنين عليه السلام را يادآور مىشود . ابن عقده مىنويسد : حضرت زهرا سلام اللَّه عليها كه در موقع رحلت پيامبر در كنار ايشان حضور داشتهاند ، از پدر بزرگوارشان نقل مىكنند كه فرمود : أيّها الناس ، يوشك أن أقبض قبضاً سريعاً وقد قدمت إليكم القول معذرة إليكم ، ألا وإني مخلف فيكم كتاب ربّي عزّوجلّ وعترتي أهل بيتي ، ثمّ أخذ بيد عليّ فقال : « هذا عليّ مع القرآن والقرآن مع عليّ ، لا يفترقان حتى يردا