السيد الخميني
59
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
هيبت جلال مقدس در طپش است كه مبادا به عدل خود با آنها معامله فرمايد و اخلاص و صدق مطالبه نمايد و از بساط قرب محجوبشان نمايد و از مجلس انس مردودشان فرمايد . پس ، اعتراف به عجز و تقصير كنند و اقرار به فقر و فاقه نمايند و قلب خود را از شواغل و كثرات ، كه آنها را از محفل انس محجوب مىكند و از توجه به او صرف مىنمايد ، خالى نمايند ؛ چه كه دانند جز قلب اطهرِ اخلصْ مقبول درگاه نشود ؛ و چون همّ آنها همّ واحد شد و تكاثر اموال و اولادْ آنها را به خود مشغول نكرد ، لذت حلاوت مناجات را دريابند و از كأس رحمت و كرامت حقّ مست شوند و صالح خدمت و لايق انس گردند ؛ پس با اذن و امان حقّ در بسيط عالم ، كه مسجد ربوبيت است ، قدم زنند و تصرفات آنها غاصبانه و جائرانه نباشد . و آنان كه اين اذن و امان را تحصيل ننمودند ، غاصب بيت اللَّه و ظالم به حقّ تعالى هستند . پس ، آنها بايد اضطرار خود را استشعار كنند ، و حيله و وسيلهء خود را منقطع دانند ، و آرزوى خود را كوتاه شمارند ، و صادقانه به مقام مقدّس حقّ - جلّ شأنه - از اين تقصير و قصور و نقص و فتور ملتجى شوند ، و زبان حال و قلب آنها أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ « 1 » شود ؛ و چون حقّ تعالى صدق لهجهء آنها را ديد ، نقص آنها را به رحمت خود جبران فرمايد و توفيق تحصيل رضاى خود را به آنها مرحمت نمايد . فَانَّهُ كَريمٌ يُحِبُّ الْكَرامَةَ لِعِبادِهِ الْمُضْطَرّينَ إلَيْه . « 2 » فصل هشتم در اباحهء مكان است و آن نزد خاصه ، خروج از تصرف شيطان است به تعدى نكردن از حدود الهيّه .
--> ( 1 ) - « آيا آن كيست كه دعاى بيچارگان مضطر را به اجابت مىرساند . » . ( نمل / 62 ) ( 2 ) - قسمتى از روايت مصباح الشّريعة . - پاورقى شمارهء 88 .