السيد الخميني
18
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
اوليا و خُلَّص اصفياء ( ع ) كسى به آن نتواند قيام كرد ؛ مثل قوله : وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ . . . الخ . « 1 » و مثل قوله : الْحَمْدُ لِلَّهِ * و إِيَّاكَ نَعْبُدُ . و در اوضاع ، مثل رفع يد در تكبيرات و سجده و غير آن ؛ كه بيان هر يك در محل خود مىآيد ، ان شاء اللَّه ، و براى هر كس ميسور نيست . و در ادعيهء شريفهء وارده از ناحيهء مقدّسهء ائمهء اطهار عليهم السلام نظير آن بسيار است كه براى هر كس ميسور نيست دعوت به آن دعاها ؛ مثل بعض فقرات دعاى شريف « كميل » . در اين موارد شيخ كامل ، شاهآبادى ، روحى فداه ، مىفرمودند : « خوب است شخص داعى در اين مقامات به لسان خودِ مصادر دعا عليهم السلام دعا كند . » بالجمله ، در اذكار و قرائات يا اعمال نماز قصد ثناجويى و مديحهگويى به لسانِ مصدر آن ، كه به وجهى حقّ جلّ و علا و به وجهى رسول خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است ، براى امثال ما كه سرّشان تصفيه نشده و تعلّقشان از غير حقّ نبريده بهتر است . و در باب قرائت شمّهاى از اين كلام پيش مىآيد ، ان شاء اللَّه . مرتبهء دوم از حضور قلب ، حضور قلب در عبادت است تفصيلًا . و آن ، چنان است كه قلب عابد در جميع عبادت حاضر باشد و بداند كه حقّ را به چه توصيف مىكند و چطور مناجات مىكند . و از براى آن ، مراتب و مقاماتى است بسيار متفاوت ، حسب تفاوت مقامات قلوب و معارف عابدان . و بايد دانست كه احاطهء تفصيليّه به اسرار عبادات و كيفيّت مدح و ثناى به هر يك براى احدى جز كُمّل اصفياء به طريق افاضه و وحى الهى ممكن نيست . و ما اينجا به طريق اجمال مراتب كليّهء آن را بيان مىكنيم . پس ، يك طايفه هستند كه از نماز و ساير عبادات جز صورت و قشر و هيئت مُلكى آن را نمىدانند ، ولى مفاهيم عرفيّهء اذكار و ادعيه و قرائت را مىفهمند ؛ و حضور قلب آنها فقط آن است كه در وقت ذكر يا قرائتْ مفاهيمِ آن را در قلب حاضر كنند و دل آنها با مناجات با حقّ حاضر باشد . و مهمّ براى
--> ( 1 ) - « رو به سوى كسى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد . . . » ( انعام / 79 )