السيد الخميني

110

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

اداءِ اوامِرِهِ . وَ قَدْ امَرَكَ بِالصَّلاةِ عَلى نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ صلى اللَّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، فَاوْصِلْ صَلاتَهُ بِصَلاتِهِ وَ طاعَتَهُ بِطاعَتِهِ وَ شَهادَتَهُ بِشَهَادَتِهِ . وَ انْظُرْ لا يَفُوتُكَ بَرَكاتُ مَعْرِفَةِ حُرْمَتِهِ ، فَتَحرِمَ عَن فائِدَةِ صَلاتِهِ وَ امْرِهِ بِالْاسْتِغْفارِ لَكَ وَ الشَّفاعَةِ فيكَ انْ اتَيْتَ بِالْوَاجِبِ فِي الأَمرِ وَ النَّهْىِ وَ السُّنَنِ وَ الْآدَابِ ؛ وَ تَعْلَمَ جَليلَ مَرْتَبَتِهِ عِنْدَ اللَّه عَزَّ وَ جَلَّ . « 1 » در اين حديث شريف هم اشاره به حقيقت تشهّد و هم اشاره به آداب آن و هم اشاره به سرّ آن است ؛ چنانچه فرمايد : « تشهّد ثناى خداوند تعالى است » . و اين حقيقت تشهّد ، بلكه جميع عبادات است ؛ چنانچه سابق بر اين اشاره شد كه باب عبادات باب ثناى مقام ربوبيت است ، هر يك به اسمى يا اسمايى . و اما آداب آن ، بلكه ادب جميع عبادات ، عمده‌اش آن است كه در اين كلام شريف اشاره به آن شده كه مواظبت حالات قلبيه و سَرَيان عبوديّت در سرّ

--> ( 1 ) - « امام صادق عليه السلام فرمود : تشهّد ستايش خداوند تعالى است ؛ پس در باطن و ضميرْ بندهء او و در عمل و كردارْ خاضع براى او باش ، همچنان كه در سخن و ادعا بندهء او هستى . و راستىِ زبانت را به صفاى صدق ضميرت بپيوند ، كه او تو را بنده آفريده و دستورت داده تا با قلب و زبان و ( همهء ) اعضاء و جوارحت عبادتش كنى و بدان جهت كه او پروردگار تو است ، بندگى او نمايى ، و بدانى كه اختيار و سرنوشت خلق به دست اوست و كس را ياراى هيچ نَفَسى و نيم‌نگاهى جز به توان و خواست او نيست و جز با اجازه و ارادهء او قادر به انجام كوچك‌ترين كارى در مملكت او نمىباشند . خداوند عزّ و جلّ فرموده : " پروردگار تو آنچه بخواهد مىآفريند و انتخاب و اختيار مىكند و آنان را در كارهايشان گزينش و انتخاب نيست ، منزّه و برتر است خدا از آنچه شرك مىورزند " . پس بندهء سپاسگزار خدا باش در عمل ، آن‌سان كه به زبان و ادعا ذكر او گويى . و راستىِ زبانت را به صفاى ضميرت بپيوند كه او تو را آفريده ( و از درونت آگاه است ) پس برتر و والاتر از آن است كه كسى را بدون آنكه نخست او اراده كند ، اراده‌اى باشد . پس با تسليم و رضا به فرمان او و با عبادت كردن به وسيلهء انجام اوامرش بندگى به جاى آر . و تو را به صلوات بر پيامبرش محمد صلّى اللَّه عليه و آله امر كرده ، پس نماز خدا را با صلوات بر پيامبر ( ص ) و طاعت او را با طاعت آن حضرت و شهادت ( به وحدانيّت ) او را به شهادت ( به رسالت ) آن جناب ( ص ) وصل كن ؛ و بنگر كه بركات معرفت و حرمت آن جناب از دستت نرود تا از بهرهء درود فرستادن او [ اشاره به آيهء 103 سورهء توبه ] و از امر خداوند به آن جناب كه اگر به آنچه فعل يا تركش واجب است و به سنن و آداب عمل كنى و مرتبت بلند او را نزد خداوند عزّ و جلّ بدانى ، براى تو استغفار كند و و درباره‌ات شفاعت نمايد ، [ اشاره به آيهء 159 سورهء آل عمران و آيات ديگر ] محروم گردى . » مصباح الشّريعة ، باب 17 . بحار الأنوار ، ج 82 ، ص 284 ، « كتاب الصّلاة » ، باب 56 ، حديث 11 .