السيد الخميني

111

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

باشد تا آنكه ادعاى بىمغز نباشد . و بايد انسان سالك جهد كند كه اذكار و دعاوى لسانى را به قلب رساند و قلب را متذكر و عابد كند كه اگر آن قيام به عبوديّت كرد ، جميع قواى مملكت و جنود ظاهره و باطنه قيام به عبوديّت كنند . پس در اول امر ، قلب متذكر به ذكر لسان است ؛ و در آخر امر ، زبان و ساير جوارح ترجمان قلبند . پس از آن ، در ذيل حديث ، دستور تحصيل مقام شكر دهد ؛ و پس از آن ، مقام رضا را تلقين فرمايد ، كه هر يك را بيان طولانى مىباشد كه اين مقام گنجايش آن را ندارد . و از آداب مهمهء تشهّد و سلام ، كه خاتمهء صلاة است ، معرفت حرمت رسول اكرم ختمى صلى اللَّه عليه و آله است ؛ كه بندهء سالك بايد به قلب بفهماند كه اگر كشف تام آن سرور نبود ، كسى را راه به عبوديّت حق و وصول به مقام قرب و معراج معرفت نبود ؛ پس ، آن چنان كه در اول نماز رفيق و مصاحب راه معرفت و معراج حقيقت آن سرور و معصومين از ائمهء طاهرين بودند ، منتهاى سفر نيز بايد تذكر داشت كه آنها اولياى نعم و وسائل وصول اهل معرفت و وسايط نزول بركات و تجلّيات حضرت ربوبيت جلت عظمته ، هستند : لَوْلاهُمْ ما عُبِدَ الرَّحْمنُ وَ ما عُرِفَ الرَّحْمن . « 1 » و هر كس شمه‌اى از حقيقت ولايت و رسالت را بداند ، خواهد دانست نسبت اوليا عليهم السلام به خلق چه نسبتى است . و ما به حمد اللَّه در رسالهء مصباح الهداية « 2 » شرحى از آن مذكور داشتيم . و اما اشاره به سرّ تشهّد به طورى كه ذكر نموديم فرموده آنجا كه فرمايد :

--> ( 1 ) - « اگر ايشان نبودند ، خداوند رحمن پرسش نمىشد و خداوند رحمن شناخته نمىشد . » ( 2 ) - مصباح الهداية الى الخلافة و الولاية ، كتابى است از حضرت امام نوّر اللَّه مضجعه به زبان عربى در بيان حقايق و معارفى راجع به خلافت و ولايت . در مقدّمهء آن چنين مرقوم فرموده‌اند : . . . إني احْبَبْتُ انْ أكْشِفَ لكَ في هذه الرّسالةِ بعون اللَّه ولىِّ الهدايةِ في البدايةِ و النّهايةِ طليعةً من حقيقةِ الخلافةِ المحمّديةِ و رشحةً من حقيقةِ الولايةِ العلويةِ عليهما التّحيّات الازليّة الابديّة و كيفيةَ سريانِهما في عوالمِ الغيبِ و الشّهادةِ . . . و بِالحَرِىِّ ان نسمّيهَا مصبَاح الهدايةِ الى الخلافةِ و الولايةِ ، و ارجو من اللَّه التّوفيقَ فإنّه خير معينٍ و رفيقٍ و استمدُّ من أوليائه الطّاهرةِ في الدّنيا و الآخرة . تأليف اين كتاب شريف در شوّال 1349 هجرى قمرى پايان يافته است .