السيد الخميني
108
سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)
حقيقت معراج به جميع اسما و اعيان است ؛ و سرّ صلاة حقيقى بر قلوب اصحاب قلب اينجا ظاهر شود ؛ و سرّ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها ، إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ « 1 » پديدار آيد . و له الشُّكْرُ فِى الأوّلِ وَ الْآخِر . فصل دوازدهم در سرّ تشهد و سلام است بدان كه چنانچه سجده بر تراب رجوع به كثرت است بىاحتجاب از وحدت وضعاً و عملًا ، تشهّد و سلام رجوع به آن است قولًا و تذكراً . و لهذا در تشهّد اولًا شهادت به الوهيت و وحدانيت و نفى شريك در آن است ، مشفوعاً به تحميد ، و رجوع محامد مطلقاً به ذات مقدس اسم اعظم اللَّه ؛ و پس از آن ، توجه به مقام عبوديّت ولى مطلق محمد صلى اللَّه عليه و آله ، و مقام رسالت آن سرور است كه منطبق با تجلّيات ذاتيه و فعليه در مرآت كثرت است ؛ و سلام بر آن سرور است ؛ پس رجوع سالك است به خود و طلب سلامت است براى خود و بندگان صالح حق در رجوع از اين سفر پرخطر : وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا . « 2 » و اين سلام يوم المبعث و رجوع از موت حقيقى است ؛ و پس از آن ، توجه به جميع ملائكة اللَّه و انبياى مرسلين و قواى ملكوتيه ، كه در اين سفر همراه او بودند ، نمايد و سلامت آنها را از حق تعالى تقاضا كند در اين رجوع از سفر روحانى ؛ چنانچه در حديث صلاة معراج اشاره به آن فرموده آنجا كه فرمايد : ثُمَّ الْتَفَتُّ ، فَاذا انَا بِصُفُوفٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ و النَّبِيّينَ وَ الْمُرْسَلينَ ، فَقالَ لى : يا مُحَمَّدُ ، سَلِّمْ . فَقُلْتُ : السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ
--> ( 1 ) - « هيچ جنبندهاى نيست جز آنكه ناصيهاش ( زمام اختيارش ) به دست خداست ، به درستى كه پروردگار من بر راه راست است . » ( هود / 56 ) ( 2 ) - « سلام بر من روزى كه زاده شدم و روزى كه مىميرم و روزى كه زنده برانگيخته مىشوم . » ( مريم / 33 )