السيد الخميني

98

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

اكتساء به كسوهء اصفياء ، كه مقام تخلّع به خلعت نبوت است ، از تحت سلوك عبوديّت خارج و در تحت اصطفاى ربوبيت داخل است . چنانچه « اوّليّت ركوع » و « ثانويّت سجود » و ارتباط « صلاحيت دخول در منزل سجود » به « دخول در منزل ركوع » و استيفاى حق آن نيز ، تاكيد آنچه ذكر شد مىكند . چنانچه « ادب قرب » مطلق ، كه در منزل سجود حاصل مىشود ، به تحقق به حقيقت اسما و صفات و فناى در آن حضرت است . و امّا قول آن حضرت : فَارْكَعْ تا آخر ، دستور ادب ركوع است براى متوسطين از اهل سلوك . و آن به حسب اين حديث چند امر است : يكى آنكه ، سالك در جميعِ منزلِ ركوع قلبش خائف و خاشع و در تحت سلطان كبريا و عظمت به جميع اجزاء و اعضاء باطنه و ظاهره خفض جناح كند و از حرمان مقام راكعين و محروميت اين منزل شريف بيمناك باشد و خود را به هر حال يافت قاصر و مقصر شمارد ، چنانچه از ربيع بن خثيم نقل فرموده ، شايد عنايت ازلى و رحمت شاملهء حضرت حق جل و علا شامل حالش شود و تدارك نقايص را فرموده به شمه‌اى از ركوع اهل معرفت و اصحاب قلوب نايل آيد . و ديگر آنكه ، پشت خود را در حال ركوع مستوى كند و از اعوجاج سلطان نفس تبرى جويد و قدم بر سر همت و رؤيت آن نهد و آينهء قلب خود را از زنگار همت خود و قدم انّيّت و انانيّت خويشتن بزدايد ، كه تا خود را قائم به امر بيند و با قدم همت در آن درگاه قدم زند از فائدهء ركوع و مقام راكعين محروم است . و چون قدم بر فرق همت گذاشت ، وارد در تحت عون الهى است - وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللَّه . و ديگر آنكه از خطرات شيطانى و خدائع و مكائد آن ، كه در اين مقام به حسب حال اهل سلوك فرق كند و در فناى اسمايى تلوينات از آن خطرات است ، قلب را محافظت كند . و بالجمله ، تواضع در تحت سلطان كبريا و خضوع و تذلل ، كه در هر مقامى به طورى در قلب سالك نمايش دارد ، طريق هدايت و سلوك است . و هر چه نور عظمت و كبريا در قلب بيشتر تجلى كند و انوار تجلّيات غلبه كند بر 82