السيد الخميني

97

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

باللَّيْلِ الَى الْفَجْرِ في رَكْعَةٍ واحِدَةٍ ؛ فَاذا هُوَ اصْبَحَ رَفَعَ [ خ ل : تَزَفَّرَ ] وَ قال : آه ، سَبَقَ الْمُخْلِصُونَ وَ قُطِعَ بِنا . وَ اسْتَوْفِ رُكُوعَكَ بِاسْتِوَاءِ ظَهْرِكَ ، وَ انْحَطَّ عَنْ هِمَّتِكَ في الْقِيامِ بِخِدْمَتِهِ الّا بِعَوْنِهِ ، وَ فِرَّ بِالْقَلْبِ مِنْ وَساوِسِ الشَّيْطانِ وَ خَدائِعِهِ وَ مَكائِدِهِ ؛ فَانَّ اللَّه تَعالى يَرْفَعُ عِبادَهُ بِقَدْرِ تَواضُعِهِمْ لَهُ وَ يَهْديهِمْ الى اصُولِ التَّواضُعِ وَ الْخُضُوعِ بِقَدْرِ اطّلاعِ عَظَمَتِهِ عَلى سَرائِرِهِم . « 1 » در اين حديث شريف نيز اشاراتى است به بعض آنچه در ركوع ذكر شد چنانچه « تزيين » عبد به « نور بهاء اللَّه » ممكن است اشاره به تحقق مقام اسما و صفات به قدر حالات سالكين باشد ؛ چه كه « بهى » از اسماى صفات است ؛ چنانچه « اظلال » در « ظلال كبريا » افناى عبد است در تحت عظمت نور كبريائى ؛ و « تكسى » به « كسوهء اصفياء » شايد اشاره به بقاى بعد از اين فنا باشد ؛ چه كه اصطفاء به حسب حضرت فيض اللَّه اقدس است و از نِعم و عطيّات ابتدائيّه است ؛ چون كه مقام فناى عبوديّت در الوهيت ، كه حقيقت ربوبيت و جوهرهء عبوديّت است ، به سلوك حاصل شود ؛ ولى اصطفاى حق و

--> ( 1 ) - « از كتاب مصباح الشّريعة نقل است كه امام صادق عليه السلام فرمود : هيچ بنده‌اى براى خدا به حقيقت ركوع نكند مگر آنكه خداوند تعالى او را به نور جمال خويش بيارايد و در سايهء كبريايش درآورد و جامهء برگزيدگانش بپوشاند . ركوع ( مرحلهء ) اول است و سجود ( مرحلهء ) دوم ؛ هر كس معنى و حقيقت اولى را به جاى آورد ، شايستگى دومى را يافته است . در ركوع ادب ( عبوديت ) است و در سجود قرب ( به معبود ) است ؛ و كسى كه به نيكى ادب نگذارد ، قربت را نشايد . پس ركوع كن همانند ركوع كسى كه قلباً خاضع براى خداست و تحت سلطهء او ذليل و بيمناك مىباشد ؛ و چون راكعى كه از بيم و اندوه از دست دادن بهرهء راكعان ( حقيقى ) تن فرود آورد ، اعضاى خود را فرود بياورد . و از ربيع بن خثيم حكايت شده است كه با يك ركوع شب را به صبح مىرساند و چون به صبح مىرسيد ( صبح مىكرد ) قامت راست مىكرد [ نسخه : ناله مىكرد ] و مىگفت : " آه ، مخلصان پيشى گرفتند و ما از راه مانديم " . و ركوع خود را كامل انجام ده به اينكه پشت خود را هموار كنى ؛ و از اين ( پندار ) كه به ( قدرت و ) همت خود به خدمت او قيام كنى فرود آى ( كه اين امكان ندارد ) جز به يارى او . و قلب را از وسوسه‌هاى شيطان و فريبها و نيرنگهايش فرارى ده كه خداوند تعالى بندگان خود را به ميزانى كه در برابر او كرنش كنند بلند مىكند ؛ و آنان را به هر اندازه كه عظمتش بر باطنهايشان پرتو افكنده ، به حقيقت فروتنى و كرنش ( در برابر خود ) هدايت مىفرمايد . » مصباح الشّريعة ، باب 15 . بحار الأنوار ، ج 82 ، ص 108 ، « كتاب الصّلاة » ، باب 48 ، حديث 17 .