الشيخ السبحاني
42
رسالهء توضيح المسائل (فارسى)
« رئاليست » مى باشد نه « ايده آليست » . مقصود از رئاليست آن شخص واقع گرا است كه جهان خارج از ذهن را مىپذيرد ومىگويد در خارج از ذهن من ، ماه و آفتاب ، دريا وهامون ، وجود دارد و يك فرد خداشناس تا اين اصل را نپذيرد ، نمىتواند گامى بسوى خداشناسى بردارد . شگفت اين جاست كه برخى از مادى ها و به دنبال آن ماركسيستها ، خدا پرستان را ايده آليست قلمداد كرده و يك چنين جنايت علمى را مرتكب شده اند ، در صورتى كه پايه خداشناسى كه برهان نظم است ، بر اساس پذيرفتن عينيتهاى خارجى است . ب - جهان ماده داراى نظم وقوانين است : اين مطلبى است كه علوم ، به اثبات آن كمر بسته وقوانين حاكم بر طبيعت را كشف كردهاند وهرچه دانشهاى بشرى در اين مورد پيش رود گامى به سوى خدا شناسى برداشته مىشود . ج - اصل عليّت : مقصود ازاين اصل ، اين است كه قوانين حاكم بر ماده عاملى لازم دارد و چيزى در جهان بدون علّت امكان پذير نيست . د - تصادف علّت نظم نيست : مقصود از اين اصل ، اين است كه اين نظم نمىتواند برخاسته از خود ماده باشد ؛ زيرا ماده فاقد شعور و درك نمىتواند آفريننده يك چنين نظم حساب شده باشد وتصور اين كه تصادف مولكول ها آفريننده اين نظم بوده ، منطق كودكانهاى است كه هيچ خردى آن را نمىپذيرد . انسان خردمند هرگز نمىپذيرد يك نامه ماشين شده ، محصول حركت انگشتان يك فرد بى سواد و يا يك انسان بازيگر باشد ، بلكه همگان به روشنى مىگويند ، ماشين نويس آگاه از كار ماشين ، با توجه به حروف آن و با توجه به نامهاى كه قصد تايپ آن را دارد ، اين نامه را ماشين كرده است .