السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
50
گفتارهايى پيرامون نهضت حسينى (ع) (فارسى)
در اثناء حركت به سوى هدف ، آشكار مىشود كه نتيجه دست يافتنى نيست و يا موانعى پديد مىآيد كه امام ( ع ) را از رسيدن به نتيجهء مطلوب باز مىدارد . چنان كه اميرالمؤمنين ( ع ) را از رسيدن به نتيجهء مطلوب باز مىدارد . چنان كه اميرالمؤمنين ( ع ) مىفرمايد : « عرفت الله بفسخ العزائم و حل العقود و نقض الهمم » . « 1 » پس اين كه امام حسين ( ع ) براى رسيدن به اين نتيجه اقدام به برنامهريزى نموده است ملازم با اين نيست كه حتماً اين برنامهريزى به نتيجه برسد . به اين دليل كه اميرالمؤمنين ( ع ) نيز براى ريشهكن كردن حكومت معاويه در جنگ صفين برنامهريزى فرموده بودند و لشكريان خويش را آماده ساخته و طراحى نقشه فرموده و مردم را به صفين بردند و جنگ رخ داد و كشتههاى زيادى بر جاى نهاد و ليكن نتيجه چه بود ؟ نتيجه پس از بازى معاويه و عمروعاص و مسألهء بر سر نيزه كردن قرآن و قضيهء حكميت ، به نفع معاويه رقم خورد . بنابراين طراحى و اقدام امام به اين معنى نيست كه حتماً ايشان به نتيجهء مورد نظر مىرسد . زيرا چنان كه گفتيم آن بزرگواران در عمل اجتماعى خود و تعامل با ديگران از بعد بشرى خارج نيستند بلكه فردى از افراد امت ، با آنها و در ميان آنهايند و جز در موارد خاص - كه عنايتى ويژه و امدادى غيبى از
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه : 19 / 84 .