الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

73

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

مناسب برسد و گرنه اگر بخواهد در مسألهء نقلىِ صرف ، از طريق عقل وارد شود طبيعى است كه به نتيجه نخواهد رسيد . ممكن است برخى اين پرسش را مطرح كنند كه در مسألهء امامت اصالت عقل بر اصالت نقل ارجحيّت دارد يا خير ؟ پاسخش اين است كه در مسألهء امامت مثل مسألهء نبوّت و شرايط نبى ، اثبات اصل امامت عامّه ، يعنى اثبات اصل « نياز به وجود امام » و شرايط امام با عقل ثابت مىشود . البته اگر مسألهء امامت از مسائلى بود كه خارج از محدودهء فهم عقل بود و عقل به طور مستقل آن را درك نمىكرد ، فقط با دلايل نقلى ، يعنى ارشاد نبى اثبات مىشد ، زيرا اتكا و استناد به دليل نقلى در مورد اصل امامت ، به خلاف اصل نبوّت مستلزم دور نمىباشد ، ولى در مسأله نبوّت مستلزم دور است . بنابراين مىتوان دلائل نقلى امامت را هم مثل دلائل نقل اصل نبوّت ، ارشاد به حكم عقل دانست . و مسائلى چون شرط عصمت و چگونگى نصب امام و اينكه اين كار به مردم واگذار نشده است ، يك اصل عقلى است . و دلايل نقلى موجود مؤيّد اين حكم عقل‌اند . بديهى است با گروه‌هايى چون اشاعره - كه به حسن و قبح عقلى معتقد نيستند - فقط از راه همان دلائل نقلى بحث مىشود . بعضى از آثار و فوايد وجود امام و امتيازات او فقط با دليل نقلى قابل اثبات است ، همان‌گونه كه اين آثار و خواص براى پيامبر نيز از راه دليل نقلى اثبات مىشود . در مسألهء امامت خاصه نيز - مثل نبوّت خاصه كه تصريح پيامبر پيشين دليل بر نبوّت پيامبر بعدى است - تصريح پيامبر بر امامت امام و همچنين تصريح امام سابق بر امامت امام بعدى ، دليل بر امامت او است . با اين تفاوت كه اصل در اثبات نبوّت