الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

45

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

وضع اين مقاله است و خوشبختانه در عصر ما ، بعضى از متفكرين نامى اهل سنّت نيز به علات مفاسدى كه اين روش عقيده دارد ، از آن به شدّت انتقاد نموده‌اند . امّا عقيده شيعه در تعيين امام بر اساس اصول عقلى و نقلى ، در نهايت استحكام است و از آغاز تاكنون ، آن عقيده هسته و مايه تفكرات آزادىخواهانه و عدالت منشى و مبارزه با ظلم و ستم و قيام براى اقامه حقّ بوده و هست ؛ و فقط يكى از علماى شيعه ( علّامه حلّى ) در كتاب " الفين " ، هزار دليل بر لزوم تعيين و نصب امام از جانب خدا اقامه كرده است . از نظر شيعه ، تصدّى كوچك‌ترين مقامات اجتماعى و مناصب دولتى و دينى بدون صلاحيت علمى و عملى جايز نيست و حكومت بايد مظهر عدالت اسلام و تحقق بخش هدف‌ها و مقاصد اسلام و مجرى احكام اسلام باشد . زمامدارانى كه در دوران خلافت بنى عباس و بنى اميه و دوران‌هاى ديگر روى كار آمدند ، از نظر مذهب شيعه ، بيشتر واجد شرط كدخدايى يك ده ؛ بلكه رُفتگرى يك كوچه هم نبوده‌اند . هر كس تعاليم اسلام ، روش پيغمبر و اميرالمؤمنين و ائمه طاهرين و وضع معاش و معاشرت آنها را با مردم ملاحظه كند و پس از آن ، به تاريخ زمامداران خودسرى كه در جوامع مسلمين روى كار آمدند ، رجوع نمايد كه چگونه با زور ، حكومت مسلمين را قبضه كردند و خود را بر مردم تحميل نمودند و بيت‌المال مسلمين را صرف عياشىها و شهوت‌رانىها و تجملات و كاخ‌نشينى خود و خويشاوندان و درباريان خود كرده و با سربازان و سواران مخصوص كه موكب آنها را اسكورت مىكردند ، به مردم جاه فروشى كرده و مقام و قدرت خود را به رخ آنان مىكشيدند ، تصديق مىكند كه روش زمامداراى آنها با برنامه‌ها و تعاليم آزادى