الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

46

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

بخش و عدالت گستر اسلام سازش و ارتباطى نداشت « 1 » و همان‌طور كه بعضى از بزرگان مىگفتند ، مراسمى كه معمول مىداشتند ، مراسم خلافت و زمامدارى اسلامى نبود ؛ بلكه بدترين رسوم ديكتاتورى و استبداد و بازگشت به عصر جاهليّت و دوران قبل از اسلام بود . ما اگر در اين موضوع وارد شويم ، از مقصد خود در اين مقاله دور مىشويم . غرض اين است كه عقيده به زمامدار عادل و خداپرست ، روحيه شيعه را از ستم و تجاوز ، گريزان و او را از كرنش و احترام و تعظيم در برابر ستمگران متنفر ساخته است . بنابر آنچه گفته شد ، حتماً و قطعاً موضوع جانشينى و رهبرى امّت مورد توجّه پيغمبر اعظم اسلام بوده و امكان ندارد پيغمبرى كه حتى در بيان مستحبّات و مكروهات و مسايلى كه دخالت جزئى در سعادت امّت داشته ، مسامحه نفرموده ؛ در موضوع خطير خلافت كه فوق‌العاده اهمّيت دارد برنامه و تربيتى نداده باشد . پس از اين مقدّمات ، اين پرسش پيش مىآيد : پرسش : پيامبر اعظم چه اشخاصى را به جانشينى خود معرفى فرمود و آيا همان‌طور كه ساير برنامه‌ها و احكام اسلام از كتاب يا سنّت استنباط و استفاده مىشود ، مىتوانيم با مراجعه به قرآن مجيد و احاديث شريف ، رهبران واقعى امّت را پس از پيغمبر بشناسيم ؟ آيا احاديث و نصوص معتبرى كه ما را در اين موضوع راهنمايى كند ، در مآخذ و مصادر اسلامى مورد اعتماد وجود دارد ؟

--> ( 1 ) . رجوع فرماييد به كتاب " پرتوى از عظمت حسين عليه السلام " تأليف مؤلف ، ص 349 تا 358 .