الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

103

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

برادرى زمامداران اسلامى را با سربازان و افراد ديگر جامعه مىديدند ، لذّت مىبردند ، نفس راحت مىكشيدند ، طعم آزادى را چنان چشيدند كه يك باره شيفته و دلباخته اسلام شدند . اگر خلافت از مسير خود تغيير نكرده بود ، مخصوصاً حكومت امثال معاويه‌ها دوران اكاسره و قياصره « 1 » و تشريفات آنها را تجديد نكرده بود ، در دنيا اثرى از بشرپرستى وجود نداشت . پس اسلام با اين تعاليم ، ناچار به يك حكومت عادلانه و جامعه جهانى انسانى منتهى خواهد شد ، براى اينكه رسالتش دعوت عموم و شامل تمام ابناى بشر از سياه و سفيد و تساوى همه در برابر احكام خدا است . پرچم اسلام دين حقّ همه را در زير يك پرچم كه فقط به خدا تعلق دارد و به هيچ كشور ، حكومت ، نژاد و شخصى منتسب نيست ، قرار مىدهد و جامعه انسانى را مانند يك جسد مىسازد كه : « إِذَا اشْتَكى مِنْهُ عُضْوٌ ، تَداعى لَهُ سائِرُهُ بِالْحُمّى وَالسَّهَرِ » ؛ « وقتى عضوى از آن به درد آيد ، ساير اعضا در تب و بيدارى با او همگام شوند » . اسم و رسم اين پرچم « اسلام » اين است كه : همه كس و اهل هر قُطر مملكت بتوانند در زير آن گرد آيند و كسى نتواند آن را به خود يا به جامعه خود منتسب سازد و در نتيجه عصبيت ايجاد گردد . پرچم اسلام ، پرچمى است كه - چنانچه از اسمش معلوم است - به اسلام

--> ( 1 ) . كسرى و قيصرها .