الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

104

سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)

و اسلام‌آورندگان در هر كجا و در هر سرزمين باشند ، تعلق دارد و در سايه آن ، عصبيت‌هاى نژادى و وطنى و عصبيت‌هاى ديگر بايد از ميان برود ؛ امّا پرچم‌هايى كه به نام‌هاى ديگر است ، رمز تفرق و اختصاص و عنوان جدايى و اختلاف‌اند . تمام تشريعات اسلام شامل همه است . اين تشريعات و تعاليم ، اگر اجرا شود ، ملّت‌ها را خود به خود به سوى جامعه جهانى مىبرد و مليت‌هاى مختلف را در مليت تمام اسلامى هضم كرده و سعادت دو جهانى آنان راتأمين مىنمايند . حكومت متّحد جهانى پس اسلام ، آيين تمام مردم جهان و دين جامعه بشرى است ؛ امّا نه آن جامعه جهانى كه " لاينس پالينك " و جمعى ديگر از متفكرين مىگويند و از حكومت متّحد جهانى دم مىزنند و مجلّه " طرفداران حكومت متّحد جهانى " افكار آنها را منتشر مىسازد ؛ زيرا اگر برفرض ، روزى آن حكومت در جهان تأسيس شود ، مثل اين سازمان‌هاى بين المللى كه بعد از جنگ اوّل و دوم جهنى تأسيس شد ، همان‌طور كه مخالفين آن مانند " استراوس " عقيده دارند ، براى بشر موجب زحمت و سلب آزادى ، و وسيله تسلط اقويا بر ضعفا مىشود . و به قول مخالفين حكومت متّحد جهانى ، وسيله گسترش يك ظلم مدرن در عالم خواهد شد ؛ چون اين حكومتى كه اينها عنوان كرده‌اند ، مبتنى بر ايمان به خدا و توحيد و عقايدى كه براى همه يك قدر مشترك معنوى باشد ، نيست و براساس ايمان واقعى افراد به حقوق و آزادىهاى ديگران به وجود نمىآيد . آن حكومتى كه اين آقايان مىگويند ، اين است كه : توسعه سلاح‌هاى مخرّب و اتمى كه تمدّن و نسل بشر را به خطر انداخته ، اگر يك جامعه جهانى و حكومت متّحد نباشد ، سرانجام خواه ناخواه موجب انقراض نسل بشر خواهد شد ؛ پس بايد